تبليغاتX
عاشقان خدمت نه شیفتگان شهرت و قدرت
سفارش ساخت قالب

 

سفارش خود را برای ساخت قالب را در بخش نظرات بنویسید

یا به من ایمیل بزنید

بعد به شما یوسر و پسوردی داده می شود در بخش زیر وارد می کنید و کد قالب خود را مشاهده می کنید

ایمیل و آدر وب خود را بنویسید

عکس هایی که می خواهید به کار رفته شود برای من بفرستید

Members-Only Area!
Username:
Password:

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
سفارش ساخت لوگو

دوستان عزیز تقضای خود را در بخش نظرات بنویسید

یا به من ایمیل بزنید

آدرس وبلاگ خود را بنویسید بعد به شما یوسر و پسوردی می دهم

بعد در بخش زیر وارد می کنید و لوگوی خود را دریافت کنید

اگر طرح خاصی دارید که می خواهید در لوگوی شما بکار رود

به من بگویید

 

Members-Only Area!
Username:
Password:

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
بازی های فلش با حجم بسیار کم
Box Rules.exe   ۴۳۸ k
Breaker.exe   ۴۳۹ k
Coconut Curumba.exe   ۴۱۳ k
Fight.exe   ۵۰۱ k
Flashblox.exe   ۳۲۳ k
Flevsmutt.exe   ۱۴۸ k
Football.exe   ۵۷۷ k
Hover Havoc.exe   ۳۹۹ k

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
تعمیرات وبلاگ

 

من وبلاگهایی رو که نیاز به تعمیر دارن رو تعمیر می کنم در بخش نظرات به من در خواست بدهید

بعد یوسر و پسوردی در بخش نظرات وبلاگتون به شما داده می شود که باید در زیر وارد کنید

Members-Only Area!
Username:
Password:

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
گالری
1

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
نیازمندم
با سلام

 

من نیاز به دو دوست برای کامل کردن وبلاگم دارم

 

در بخش نظرات

نام

نام خانوادگی

شماره تلفن

ایمیل

خود را بدهید

تا عضو شوید

پیام به صورت خصوصی به من می رسد

و اطلاعات شما حفظ می شود

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
سیستم دریافت زمان دانلود
File Size?
It will take you ....
If your modem is a .... Hours Minutes Seconds
9.6 Kb
14.4 Kb
28.8 Kb
56 Kb
ISDN (64 Kb)
ISDN (128 Kb)

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
سیستم html نویسی آنلاین
Pagemaker

Pagemaker

Begin by clicking this button and typing the title of your page

Select your background text and link colors

Unfortunetly you will not be able to see the text and link color change so you will have to look at the background colors to see what colors will look good for your text.

Background:
Links:
Active links:
Text:
Visited link:

Forms

In this section You can add many things such as links and other options

Add diffent size text. 1 is the smallest and 6 is the biggest.

Test it

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
سیستم html نویسی آنلاین
Advanced HTML Hot Pro Version 1.3




































 









 


 






لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
لینک دانلود

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
سیستم دوست یاب

من يك به دنبال با سن با كد شهر
تا

بزگترين سيستم دوست ياب

 

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
مجموعه ای از تصاویر زیبای اقیانوس
مجموعه ای از تصاویر زیبای اقیانوس

سلام دوستان این هم مجموعه ای از تصاویر اوقیانوس که بسیار زیبا و ارامش بخشه و به در خواست یکی از دوستان گذاشتم.

Ir4Soft.Com & MihanSoft.org


تا به امروز دنیای داغ مجموعه عکسهای متفاوت و با کیفیتی را در اکثر ضمینه ها به شما ارایه داده است ٫امید است مورد توجه علاقه مندان واقع شده باشد

حجم ۵ مگابایت 

پسورد : apadanagroup

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
ترفند
 چگونه می توان کلماتی رو که در موتورهای جستجو جستجو می کنیم رو پاک کرد؟

خوب باید در جواب این دوست عزیز بگم که فقط کافییه در فیلد (همون قسمتی که توش کلمه رو تایپ م یکنید) یک کلیک کنید تا لیست اسم های جستجو شده ظاهر بشه بعد موس رو رو عبارت مورد نظر ببرید سپس کلید Delete روی کیبورد بالای (بالای فلش های بالا پایین و ... ) را فشار دهید و کلمه مورد نظر رو پاک کنید.

 چگونه می توان اسم فیلم هایی رو که در مدیا پلیر دیده ایم رو پاک کنیم؟

این فیلم ها معمولا در قسمت فایل در مدیا پلیر ذخیره می شوند برای این منظور راه حل خاصی نیست اما بهترین راه اینه که چندتا موزیک رو تک تک اجرا کنید تا جایگزین Track های قبلی بشه.

در زیر برخی دیگر از جاهایی که نام سایت ها یا کلمات در انجا وجود دارد را میبینید:

۱. Run

۲.My Recent Documents

۳.بخش ادرس در اینترنت اکسپلورر

خوب برای پاک کردن بخش ران و ادرس در اینترنت اکسپلورر کافیه در اینترنت اکسپلورر از زبانه ی Tools کلیک کنید از این بخش بر روی Internet Option... کلیک کنید خوب در صفحه اول در بخش Temporary Internet fils بر روی Delete Files کلیک کرده و کلید Ok را بزنید حالا کل این بخش پاک شد.

برای پاک کردن My Recent Documents کافیه از بخش نقشه سایت در منوی اصلی روی بخش اموزش ها کلیک کنید در اون قسمت اموزش تصویری این امر وجود دارد

 

 

غير فعال کردن راست کليک در Desktop ( در تمام ويندوز ها)

 

دوستان عزیز تا به حال شده وارد وبی بشید و راست کلیک نداشته باشه حالا اگه دوست دارید این ترفند روی کامپیوتر خودتون اجرا بشه کارهای زیر رو انجام بدید
ا
ين تنظيمات منوي زمينه اي را که بطور معمول با راست کليک کردن بر روي
Desktop نمايان مي شود را حذف مي کند .
رجيستري
را باز کرده و کليد زير را در آن پيدا کنيد . 

HKEY_CURRENT_USER\Software\Microsoft\Windows\CurrentVersion\Policies\
Explorer
يک مقدار
DWORD جديد ايجاد کرده و  نام "NoViewContextMenu"  را به آن بدهيد. سپس مقدار آن را برابر با تعداد اسناد اخيري  کنيد

که مايل به نشان دادن آنها هستيد , از رجيستري خارج شويد و براي اعمال تغييرات مجددا سيستم را راه اندازي نمائيد .

 

تغيير نام و يا  حذف پوشه هاي ويژه  (تمام ويندوز ها )
ا
ين تنظيمات به شما امکان مي دهد تا پوشه هاي خاص همانند (Recycle Bin) را بصورت وضعيتي مشاهده کنيد که پوشه هاي عادي  را راست کليک مي کنيد .
رجيستري
را باز کرده و کليد زير را در آن پيدا کنيد

HKEY_CLASSES_ROOT\CLSID\{GUID}\ShellFolder

  جدول زير نشان دهند ه و راهنمايي براي شما در تعيين پوشه هاي مربوطه است.
 

Description

Globally Unique Identifier (GUID)

Administrative Tools

{D20EA4E1-3957-11d2-A40B-0C5020524153}

Briefcase

{85BBD92O-42A0-1O69-A2E4-08002B30309D}

Control Panel

{21EC2O2O-3AEA-1O69-A2DD-08002b30309d}

Fonts

{D20EA4E1-3957-11d2-A40B-0C5020524152}

History

{FF393560-C2A7-11CF-BFF4-444553540000}

Inbox

{00020D75-0000-0000-C000-000000000046}

Microsoft Network

{00028B00-0000-0000-C000-000000000046}

My Computer

{20D04FE0-3AEA-1069-A2D8-08002B30309D}

My Documents

{450D8FBA-AD25-11D0-98A8-0800361B1103}

My Network Places

{208D2C60-3AEA-1069-A2D7-08002B30309D}

Network Computers

{1f4de370-d627-11d1-ba4f-00a0c91eedba}

Network Connections

{7007ACC7-3202-11D1-AAD2-00805FC1270E}

Printers and Faxes

{2227A280-3AEA-1069-A2DE-08002B30309D}

Programs Folder

{7be9d83c-a729-4d97-b5a7-1b7313c39e0a}

Recycle Bin

{645FF040-5081-101B-9F08-00AA002F954E}

Scanners and Cameras

{E211B736-43FD-11D1-9EFB-0000F8757FCD}

Scheduled Tasks

{D6277990-4C6A-11CF-8D87-00AA0060F5BF}

Start Menu Folder

{48e7caab-b918-4e58-a94d-505519c795dc}

Temporary Internet Files

{7BD29E00-76C1-11CF-9DD0-00A0C9034933}

Web Folders

يک مقدار DWORD جديد (و يا يک مقدار String  در ويندوز 98 و يا Me ) ايجاد کرده و  نام "PaintDesktopVersion"  را به آن بدهيد. سپس مقدار آن را برابر با تعداد اسناد اخيري  کنيد که مايل به نشان دادن آنها هستيد .
براي تغيير ويژگي هاي نشان داده شده در منوي زمينه ، مقدار
Attribiutes  را برابر يکي از مقادير زير قرار دهيد

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
قالب

سلام دوستان عزیز اینم قالب سرمه خیلی قالب تمیزیه ازش استفاده کنید :

برای مشاهده قالب روی دریافت کد و مشاهده قالب کلیک کنید سپس در صفحه باز شده از زبانه

Viewبر روی Source کلیک کنید.

 مشاهده قالب و دریافت کد

 

 

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
جک
سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد، تندیسی زیبا نخواهد شد. از زخم تیشه خسته نشو، که وجودت شایسته تندیسی زیباست."
 

زندگي سخت نيست ما سختش ميکنيم عشق قشنگ نيست ما قشنگش ميکنيم دل ما تنگ نيست ما تنگش ميکنيم دل هيچکس سنگ نيست ما سنگش ميکنيم

بی زشتی زیبایی معنی نداره   بی نفهمی فرزانگی معنی نداره    میبینی !!!؟      دنیا به تو احتیاج داره

جديدترين جمله عاشقانه : انرژي هسته اي من تويي

هر چيز خاک مي شود جز غرور همون طور که هر چي متولد ميشه جز عشق

روي تو حساب ديگه ميکردم.ناراحت نشو ولي تازه ميفهمم مردم راست ميگن تو آدم دورويي هستي يه روت ماهه و يه روت گله!!!

اولي :داري كجا ميري دومي:دارم ميرم خريد اولي :پس چرا با عموت ميري دومي:چون رو شيشه فروشگاه نوشته بود خريد براي عموم آزاد است

در مرداب عشق تواي قورباغه گازم گرفتي

 انگشت60دست چپ تو بزار رو بند اول انگشت اشاره همون دست گذاشتي؟بزار سر كار نيستي .......دلم برات ايقدر شده

اگر من وتو دو برگ بوديم هنگام خزان زودتر از تو ميشکستم ومي افتادم تا زماني که تو ميافتي در آغوشت 
 

دوستان عزیز عذر می خوام چند ما نبودم درگیر کارهای سایت جدیدمون بودیم که البته بخاطر محدودیتهای بلاگفا حتی نمی تونم لینکشو براتون بزارم اما این نامشه میهن سافت . ارگ که لینک کاملش در بخش لینکدونی هست این سری جک رو هم بخونید و لذت ببرید البته امیدوارم .

اصفهانيه 25 توماني تو دستش عرق مي كنه، مي گه هرچي گريه كني خرجت نمي كنم

آقاهه مي ره خارج، ازش مي پرسن اسمت چيه؟ مي گه:
sun god between two water gold shit dear wife
شمس اله مياندوآبي زرگنده زنجاني

یه آبادانیه با یه فرانسویه راه می رفتن، فرانسویه می گه: ما ایفل رو ۱ ماهه ساختیم، فلان جا رو ۲ ماهه، خلاصه، هی گفت و گفت تا این که آبادانیه چشمش به برج آزادی افتاد، یهو گفت: ای بابا، این که الان اینجا نبود!!!

دكتر از ديوانه پرسيد: تو رو براي چي به تيمارستان آوردند؟ ديوانه گفت: بدون هيچ دليلي، فقط به خاطر اينكه من معتقدم جوراب نخي خيلي بهتر از جوراب نايلون هست. دكتر گفت: اين كه دليل نشد، منم معتقدم جوراب نخي بهتر از جوراب نايلون هست. ديوانه گفت: چه جالب! راستي شما جوراب نخي رو با سس سفيد مي‏خوريد يا با سس گوجه فرنگي؟

فيله و مورچه هه باهم ازدواج مي كنن فيله مي ميره مورچه هه ميگه: بدبخت شدم حالا بايد تا آخر عمر براش قبر بكنم

يکي يه روباه مرده مي بينه به خودش ميگه خوب شد مرده وگرنه گولم مي زد !

يه نفر ميره دکتر ميگه آقاي دکتر هيچ کس منو تحويل نمي گيره. دکتره ميگه: نفر بعدي

سوسكه مي خواست خودكشي كنه! ميره كنار دمپايي مي خوابه

گوسفنده قرص شادي آور (اكس) مي‌خوره مي‌ره سر چهار راه مي‌ايسته مي‌گه دربست كشتارگاه!

يه دختر مسيحي ميره پيش يه کشيش، ميگه: ببخشيد، من هر دفعه از جلوي آينه رد مي شم، به خودم مي گم من چقدر خوشگلم، من گناه مي كنم؟ کشيشه ميگه: نه دخترم شما گناه نمي کني، اشتباه مي کني

يه نفر مي خواسته خودكشي كنه با يه ظرف غذا ميره روي ريل مي خوابه. بهش ميگن تو اگه ميخواي خودكشي كني ديگه واسه چي غذا برمي داري ؟ ميگه اومديم و قطار يه هفته ديگه امد

يه روز يكي ميره بقالي، ميگه: آقا صابون داري؟ ميگه: آره . مرده ميگه: پس لطفا دستات رو بشور، به من يه كيلو پنير بده

یکی رفت انگلیس. صبح پاشد با زنش رفت بیرون توی خیابون. یه مرده از کنارشون رد شد و گفت: «گود مورنینگ سر». اون جواب داد: «سر مورنینگ گود»! زنش پرسید اوا آقا جعفر چی شد؟ گفت هیچی! این یارو انگلیسیه گفت: «سلام علیکم» و منم بهش گفتم: «علیکم سلام»

از يه نفر مي پرسن: چرا قرصهات رو به موقع نمي خوري؟ ميگه: مي‌خوام ميكروبها رو غافلگير كنم

سلام چند روزی بود اپ نکرده بودم گفتم بهتره با چند تا جک قشنگ شروع کنم جکها همه دسته اولا امیدوارم خوشتون بیاد عزیزان فقط نظر یادگاری بذارید .

عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!


به يكي ميگن با ايده جمله بساز ميگه : بابا اين جمله سازي هم مارو گاییده


ارمنيه و يكي و رشتيه و اصفهانيه يك عمر رفيق بودن. باري، از بخت بد، ارمنيه مرحوم ميشه، باقي رفقا هم ميرن تشييع جنازش. رسم اين ملت هم گويا اين بوده كه هركدوم از نزديكان بايد دم آخري يك پولي مينداختن تو قبر. خلاصه اول يكي ميره بالاسر قبر و كلي گريه زاري ميكنه و آخر هم دست ميكنه، ده تا هزاري ميندازه تو قبر. بعد رشتيه مياد باز كلي آه و ناله ميكنه و بعد هم دست ميكنه ده تا هزاري ميندازه تو قبر. آخري نوبت اصفهانيه ميشه، مياد جلوي قبر كلي گريه زاري ميكنه، آخرش هم با بغض ميگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگيرم. بعد يك چك سي‌هزارتومني مي‌نويسه ميندازه تو قبر، بيست‌هزارتومن بقيشو برميداره!!!

يكي با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!


عشق تو اين دوره زمونه ..... مثل تپه اي ميمونه كه هر خري از اون بالا ميره

 
يكي رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل‌! تو وقتي داشتي زنت رو ميكشتي، نداي وجدانت رو نشنيدي؟!‌ يكي ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزي بشنويم؟!!

  يكي مي پرسن نظرت درباره بند گردنيه موبايل چيه ؟ ميگه خيلي خوبه . فقط موقع شارژ چند ساعتي آدمو علاف ميکنه.

 
 به يه خره ميگن چرا گوشات درازه ميگه هر خوشكلي يه نقصي داره.
 
 
 مردهاي مجرد کمتر از مردهاي متاهل عمر ميکنند. اما مردهاي متاهل بسيار بيشتر از مردهاي مجرد آرزوي مرگ ميکنن!
 
 
 به يكي ميگن نظرت راجع به اين چهار مورد چيه :1-شخصيت 2-شعور 3-فهم 4-عقل!؟يكي ميگه:اين همون چهارمحال بختياري!
 
 
 یه يكي در و پنجره ساز بوده ، میره خواستگاری میپرسن آقا داماد چی کارست ؟ میان کلاس بزارن میگن داماد ویندوز نصب میکنه!
 
 
 رشتيه به زنش ميگه: خانم جان دوست داشتي مرد بودي؟ زنه ميگه: نه، دوست داشتم تومرد بودي
 
 
 رشيه زن ميگيره، فرداي روز ازدواجش رفقاش ميان پيشش ميگن: خوب تعريف كن ببينيم، چطور بود؟ رشتيه ميگه: والله جاي همتون خـــيــــلي خالي بود
 
 
 رشتيه مياد خونه ميبينه داداشش رو كار خانومشه !! داداشش رو صدا ميكنه شتلق ميزنه زير گوش داداشش !! ميگه اينو زدم دفعه بعد سيگار نكشي
 
 
 يه روز يه فيله داشت تو رودخونه شنا ميكرد يه مورچه مياد بيرون ميگه:‌آقا فيله يه دقه مياي بيرون فيله ميگه : واسه چي مورچه ميگه : يه دقه بيا فيله هم مياد بيرون مورچه خوب فيله رو نگا ميكنه بعد ميگه: خوب هيچي برو فيله كلافه ميشه ميگه: دددددددددد يعني چي مورچه ميگه : هيچي فكر كردم كه مايومو تو پوشيدي!!!
 
 
 يه روز دختره و پسره داشتن تو خيابون قدم ميزدن دختره بر ميگرده به دوست پسرش ميگه : دوس داري اونجائي رو كه ديروز آمپول زدم رو نشونت بدم ؟؟ پسره همچين با هول ميگه آره آره .. دختره ميگه : اون ساختمون روبروئي طبقه دوم
 
 
 يه روز يه خره لنز ميزنه، ميره تو جنگل. همه حيوونا نيگاش ميكردن ميگه: چيه! تا حالا آهو نديدين
پا شو سرت از رو متکا افتاده پايين

مشترک گرامي اين اس ام اس به منظور بيدار کردن شما مي باشد لطفا لبخند بزنيد

ميگم پاشو يه چند تا اس ام اس بفرستيم اينور اونور مردمو بيدار کنيم . خيلي حال ميده

ببين عزيز دلم پاشو............ .اگه پا نشي قهر ميکنما............ ......... ....خب دلم برات تنگ شده.......جون من پاشو..........پاشدي............ .......افرين عزيزم............ ....حالا که پاشدي ماچم کن بگير بکپ

سلام .... تو رو خدا ببخش...نمي‌خواستم اين موقع شب بيدارت كنم ..... واقعاً ببخش....سعي كن دركم كني ... من موبايلم گم شده زنگ بزن به گوشيم تا ببينم كجاست .شرمنده‌ام

ميگن هاچ زنبور عسل کنتاک کرده از خونه فرار کرده . مامانش گفت بت بگم اگه هاچ اومد در خونتون راش نده

سلام. ببخشيد بد موقع مزاحم شدم!، راستش را بخواهيد يه سوالي داشتم خيلي وقت بود ذهنم را مشغول کرده بود، مي خواستم بپرسم ... مي خواستم... اصلا ولش کن. بزار براي بعد، خب؟!!

خوش حالم که خوابي عزيزم

چون اگه بيدار بودي و مي دونستي از دلتنگي تو خوابم نمي بره حتما خوابت نمي برد

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
100GB فضای رایگان
دوستان عزیز و کاربران محترم از هم اکنون شما میتوانید  10GB فضای رایگان بهرمند شویدبرای استفاده از این

  10GB در بخش نظرات به من شماره تلفن خود یا ایمیلتان را بدهید تا مجانیصاحب این  10GB  فضا شوید.

 

100GB فضای رایگان

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
مرا قطع نکن

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
جنگ ستارگان

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
بازی تنیس

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
زندگی نامه امام هادی (ع)
 
زندگی نامه امام هادی (ع)
 

امام ابوالحسن علي النقي هادي عليه السلام ملقب به امام " هادي"، دهمين پيشواي شيعيان در نيمه ذيحجه سال 212 هجري در اطراف مدينه در محلي به نام " صريا" متولد گشت.  آن حضرت و فرزند گرامي ايشان امام حسن عليهما السلام به عسكريين شهرت يافتند، زيرا خلفاي بني عباس آنها را از سال 233 به سامرا ( عسكر) برده و تا آخر عمر پر بركتشان در آنجا، آنها را تحت نظر قرار دادند. امام هادي عليه السلام به لقبهاي ديگري مانند: نقي، عالم، فقيه، امين و طيب شهرت داشت و كنيه مبارك ايشان ابوالحسن است. از آنجا كه كنيه امام موسي كاظم و امام رضا عليهما السلام نيز ابوالحسن بود، لذا براي اجتناب از اشتباه، ابوالحسن اول به امام كاظم عليه السلام، ابوالحسن ثاني به امام رضا عليه السلام و ابوالحسن ثالث به حضرت هادي عليه السلام اختصاص يافته است.

پدر بزرگوارش امام جواد (ع) و مادرش بانوي گرامي سمانه است كه بانويی با فضيلت و با تقوا بود. امام هادي (ع) در سن 6 يا 8 سالگي يعني در سال 220 هجري، پس از شهادت امام جواد (ع) به امامت رسيد. مدت 33 ساله امامت امام هادي (ع) با خلفاي معتصم، واثق، توكل، منتصر، مستعن و معتز معاصر بود.
عظمت شخصيت امام هادي (ع) به قدري زياد است كه دوست و دشمن را به اعتراف واداشته است. قسمتي از اين اعترافات مبني بر شخصيت آن امام به لحاظ اخلاقي و بخشي ديگر ناشي از ابعاد علمي آن حضرت و شمه اي، نتيجه كراماتي است كه از آن بزرگوار صادر شده است.

ابن صباغ مالكي در كتابي موسوم به فصول المهمه خطوط واضحي از سيماي تابناك فضايل و ويژگي هاي اخلاقي امام هادي (ع) قهرمان شكست ناپذير عصر متوكل عباسي را ترسيم مي كند!

«فضل و دانش امام دهم شيعيان بر اوج قلل بلند پايه عالم بشريت نقش بسته بود و رشته هاي مشعشع آن بر اختران آسمان سر مي ساييد. نيكي ها و اخلاق پسنديده او را نمي توان در شمار عدد ذكر نمود. اما مي شود به افتخارآميزترين آنها كه موجب حيرت است بسنده كرد. او جميع صفات نيك و مفاخر معنوي را يک جا در وجود داشت. ابعاد وسيع و منبع فياض حكمت و دانش او بر لوح سرشتش ثبت شده و بدين سبب او از ناشايسته ها و آلايش ها به دور و بركنار است.»

امام هادي (ع) داراي نفس زكيه و عزمي راسخ و همتي عالي بود كه هرگز احدي از مردم را نمي توان در مقايسه با او همتا و همسان دانست.

ابن شهر آشوب از رجال حديث نقل مي كند كه او نيك سرشت ترين و پاك ترين روش را در ميان جامعه دارا بود، راستگوترين افراد جامعه محسوب مي شد، به هنگام سكوت، شكوه هيبت و تشعشع وقار، چهره او را دربرمي گرفت و چون لب به سخن مي گشود، گزيده و نغز مي گفت به طوري كه شعاع كلامش روح آدميان را سحر مي كرد.

در وجود مقدس امام هادي (ع) ويژگي هاي اخلاقي پسنديده مي درخشيد. امامت، كمال و دانش و فضيلت و سرشت و اخلاق نيك از فرازهاي اخلاقي اين امام همام است.

خداوند به قدرت بي منتها و دانش وسيع خود، گنجينه هايي از دانش خود را بر خاندان رسالت افاضه و موهبت فرموده و ايشان را به زيور دانش آراسته است، اين گنجينه ها، مجموعه اسرار علوم و معارف است كه خداوند آن را دراختيار امامان شيعه كه راهبران حقيقي بشر هستند، قرار داده است.

 

السلام عليک يا ولی الصالحين السلام عليک يا ابوالحسن علي النقي الهادي
 

 

زيارت حضرت امام علی بن النقی (ع)      

امام هادي (ع) كه در زمره امامان شيعه و از خاندان رسالت است، نيز از ويژگي دانشي گسترده و جامع برخوردار است، طوري كه سمبل هاي دانش و فرهنگ وي، عقول را حيران و انديشه ها را به اعجاب واداشته است.

امام دهم همچون پدران و اجداد بزرگوار خود در علم و دانش سرآمد روزگار بود. درخشش او در مدت حياتش احترامي شگفت در قلوب همگان ايجاد كرده بود. نامه آن حضرت در رد پيروان معتقد به تفويض و جبريون و اثبات عدل و حد مابين جبر و تفويض، از فرازهاي شگفت آور دوره امامت، امام هادي محسوب مي شود و بسيار مورد تعمق و توجه مي باشد.

امام هادي (ع) در اين نامه، نظريه پيروان هر دو عقيده را با منطقي ترين اصول مردود اعلام كرده و اسراري از علوم و حقايق آن را پاسخ فرموده است.

با توجه به اينكه خداوند داراي عدل و انصاف و حكمت بالغه است، پس اوست كه مي تواند هركس را بخواهد از ميان بندگان خود براي ارسال پيامش و تبليغ رسالتش و اتمام حجت بر بنده هايش برگزيند. گوشه اي ديگر از درياي بيكران دانش امام هادي (ع) در تاريخ خطيب بغدادي تجلي دارد. او به شهادت خود دانش امام را متذكر شده و در مقام اثبات آن مي گويد:

روزي يحيي بن اكثم در مجلس واثق خليفه عباسي كه جمعي از علماء و فقها حضور داشتند، سؤال كرد كه چه كسي سر حضرت آدم (ع) را هنگامي كه حج به جا آورد، تراشيد؟

تمام حضار در پاسخ آن عاجز ماندند، واثق گفت: هم اكنون من كسي كه جواب اين سؤال را بدهد حاضر  مي كنم، سپس شخصي را بدنبال حضرت هادي (ع) فرستاد و وي را به دربار خليفه دعوت كرد. امام نيز دعوت را پذيرفت و براي اظهار و بيان حقيقت به دربار واثق رفت. خليفه پرسيد: اي ابوالحسن به ما بگو چه كسي سر حضرت آدم را هنگام حج تراشيد؟ امام فرمود: اي واثق ترا به خدا سوگند مي دهم كه ما را از بيان و جواب آن معاف كني، خليفه گفت: ترا سوگند مي دهم كه جواب را بفرمايي!

امام فرمود: اكنون كه قبول نمي كني، پس مي گويم. پدرم مرا از جدم خبر داد و جدم از جدش كه رسول خدا باشد، اطلاع داد كه فرمود: براي تراشيدن سر آدم جبرئيل مأمور شد ياقوتي از بهشت آورد و به سر آدم كشيد تا موهاي سرش بريزد.

در مورد جاذبه اجتماعي و نفوذ سياسي امام هادي (ع) فقط مي توان همين را گفت كه يكي از تجليات و تشعشعات پرشكوه خداوند و تابش منبع فياض نور حق در وجود امام هادي (ع) متجلي و منعكس شده و از وجود حضرت نيز مانند آينه اي كه انوار گوناگون را در خود انعكاس مي دهد، ساطع بوده است. كسي را در عصر پيشواي دهم، توان نگاهي ممتد و حتي لحظه اي كوتاه به چهره او نبود. به محض نظر به رخسار پرفروغش آثار ضعف و سستي و ترس بر قلب ها سايه مي افكند. در كتاب هاي تاريخي آمده است كه حضور امام در هر مجلسي مورد تجليل و احترام عميق بود و خواسته و ناخواسته اطرافيان را تحت تأثير و نفوذ قرار مي داد و همنشينان وي همواره آرزوي مجالست و مراودت او را در سر داشتند.

 با آنكه متوكل بارها در صدد بود تا به بهانه قيام مسلحانه امام دهم را از ميان بردارد، ولى هيچ گاه به اين بهانه دست نيافت. با اين حال، نتوانست حيات شريف آن حضرت را كه مانع خودكامگیهاى او به عنوان محور تفكر اسلامى بود و همچون مركزى كه شيعيان بر گرد آن پروانه ‏وار می چرخيدند، تحمل كند، لذا ايشان را بنا به روايتى، در تاريخ سوم رجب سال 245هجرى به شهادت رساند.

امام دهم در حالى كه هشت سال و پنج ماه از عمر شريفشان می گذشت، به مقام امامت نايل شدند و پس از سى و سه سال به شهادت رسيدند و در سامرا دفن شدند (صلوات الله وسلامه عليه وعلى آبائه وأبنائه الطاهرين).

 

از بيانات گهربار آن حضرت است كه فرموده اند:

(الحكمة لا تنجع في الطبائع الفاسدة): حكمت در نهاد فاسد تأثير نمی كند.

 در خاتمه بايد متذكر شويم كه امام هادي (ع) اصحاب فراواني دارند كه بسياري از آنها فخر شيعه هستند و از جمله‌ آنها حضرت عبدالعظيم حسني است كه در شهر ري مدفون است. او از اعاظم روات است و حضرت هادي به او خيلي احترام مي گذاردند. او كسي است كه ايمان را خدمت حضرت هادي به اين صورت عرضه داشت:

»خدا يکي است و شبيه براي او فرض نمي شود، جسم نيست بلكه خالق جسم است. همه چيز را خلق نموده است و همه چيز به دست او است و او مالك آنها است. محمد صلي الله عليه و آله پيامبر است و او آخر پيامبران است كه پيامبري بعد از او نخواهد آمد و دين او پايان همه اديان است، اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب وصّي پيامبر است و بعد از اميرالمؤمنين، حسن و حسين و علي بن حسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و حسن بن علي و بعد از او فرزندش كه غايب مي شود و روزي ظاهر مي شود و جهان را انبوه از عدل مي كند بعد از آنكه ظلم انبوه باشد.« عبدالعظيم گفت: »اقرار دارم و مي گويم دوست شما دوست خدا و دشمن شما دشمن خدا است. اطاعت شما اطاعت خدا و مخالفت شما مخالفت خدا است. به معراج و سؤال در قبر و بهشت و جهنم و صراط و ميزان اعتقاد دارم و همه آنها حق است و مي دانم كه قيامت آمدني است. و بر واجبات الهي كه نماز، روزه، زكات، حج، جهاد، امر به معروف و نهي از منكر است اقرار دارم.« حضرت فرمودند: »اي ابوالقاسم اين دين پسنديده است، خداوند را بر آن ثابت بدارد.«

عبدالعظيم رحمه الله دين اعتقادي را عرضه داشت زيرا تنها اعتقاد نمي تواند موجب نجات باشد. ديني موجب نجات است كه توأم با عمل باشد. از اين جهت حضرت هادي (ع) ايمان را چنين فرموده اند. ابودعامه مي گويد: به عيادت حضرت هادي رفتم آن بزرگوار فرمودند: چون به عيادت من آمدي بر من حقي پيدا كرده اي، براي اداي حقت روايتي از پدرم كه از پدرانش و از اميرالمؤمنين و او از رسول اكرم عليه السلام نقل كرده است مي گويم:

قال رسول الله الايمان ما وقّدته القلوب وصدقته الاعمال.

ايمان چيزي است كه در دل جايگزين شده است و اعمال، گفتار و كردار آن را تصديق مي كند.

از اين جهت در قرآن شريف و روايات اهل بيت فراوان ديده مي شود كه از افرادي كه مرد عمل نيستند سلب ايمان شده است

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
زندگی نامه امام جواد
زندگی نامه امام جواد  

 

 

معجزات و كرامات

معجزه و كرامات به اذن خداوند سبحان از  نشانه هاي ائمه معصومين (ع) است .

شفاي چشم

محمد بن ميمون مي گويد : به همراه امام رضا(ع) در مكه بودم. به حضرت عرض كردم مي خواهم به مدينه بروم، نامه اي براي ابي جعفر بنگار تا با خودم ببرم .امام رضا(ع) تبسمي كرد و نامه اي نوشت . به مدينه رفتم در حاليكه چشمهايم به دردي مبتلا بود . به درب خانه امام جواد (ع) رفتم، نامه را تحويل دادم . موفق غلام امام ، گفت : سر نامه را بگشا و در پيش روي امام قرار ده . اين كار را كردم، آنگاه حضرت جواد (ع) فرمود : اي محمد وضعيت چشمت چگونه است ؟ عرض كردم يا بن رسول الله ، همانگونه كه مشاهده مي فرماييد بيمار است و نورش رفته است .

حضرت جواد (ع) دستش را دراز كرد ، بر چشمم كشيد ، بيناييم چون سالمترين زمانش گشت . دستها و پاهاي حضرت را بوسيدم و در حالي بازگشتم كه بينايي ام را بازيافته بودم و اين در زماني بود كه سن حضرت كمتر از سه سال بود.

مسندالامام الجواد (ع) ،ص117 � الخرائج والجرائح ،ج1،ص 372  - موسوعة الامام الجواد(ع) ،ج1، ص235  - اثبات الهداه ، ج3 ،338  - بحارالانوار ، ج 50  ،ص 46 - مدينة المعاجز ،ج 7 ، ص372 � كشف الغمة ،ج2، ص365 � حلية الابرار،ج4، ص540

 

زمينه شهادت

شخصيت بي نظير، جذاب و پر نفوذ امام جواد (ع) با پاسخگويي وي به سئوالات وشبهات وارده بر دين در محضر بزرگان تشيع و نيز مناظره با افرادي چون" يحيي بن اكثم" و" ابي داود" آن هم با سني كم و... موجب محبوبيت روز افزون امام جواد (ع) در بين مردم شد . اين محبوبيت ، زنگ خطر را براي دستگاه بني عباس به صدا درآورد .
مامون كه بر آن بود تا با زيركي خاص خود و كمك امّ الفضل و بهره برداري از جايگاه دامادي امام جواد (ع) به مهار وقايع روزگار خود خصوصا علويان بپردازد ، در روز پنج شنبه هفدهم رجب يا شعبان سال 218 از دنيا رفت.(بحار الانوار ج50 ص16 ، تاريخ الامم والملوك ج50 ص30 ) ومعتصم برادر وي با نگرشي ديگر به معادلات سياسي و اجتماعي وي روحيه سپاهي گري و نظامي گري به قدرت رسيده بود. وجود حضرت را هرگز تحمل نمي كرد، از اينرو پس از رسيدن به خلافت، امام جواد(ع) را از مدينه به بغداد فرا خواند كه در حقيقت اين فرا خواني، آغاز محدوديت و محصور كردن امام به شمار مي آيد.
بنابر روايات امام رضا (ع) ، امام جواد(ع) قرباني خشم و غضب شد ، خشم و غضبي كه ريشه در عجز و ناتواني دستگاه بني عباس در مقابل شخصيت و درايت حضرت داشت.
حكيم بن عمران مي گويد هنگامي كه حضرت به دنيا آمد امام رضا (ع) به ياران خويش فرمود : براي من فرزندي به دنيا آمده كه مانند " موسي بن عمران " درياها را مي شكافد و چون "عيسي بن مريم" مادر او مقدس و پاكيزه و پاكدامن است . سپس فرمود: اين فرزند من از روي خشم و غضب كشته مي شود و اهل آسمانها بر وي مي گريند. خداوند بر دشمن ستمگر او غضب مي كند و در مدت كوتاهي آنانرا به عذاب دردناك مبتلا مي سازد(بحار الانوار ج50 ص15 )
معتصم پس از رسيدن به خلافت و گرفتن بيعت، از وضعيت امام جواد (ع) و محل سكونت وي پرسيد كه در پاسخ به او مي گويند در مدينه به سر مي برند .
معتصم به "محمد بن عبدالملك زيات" كه سمت وزارت وي را در مدينه داشت ابلاغ كرد تا با احترام خاص امام جواد(ع) را با ام الفضل از مدينه به بغداد روانه سازد. 
محمد بن عبدالملك نيز نامه معتصم را به علي بن يقطين داد و او را مامور روانه ساختن امام جواد(ع) به بغداد كرد.( بحار الانوار ج50 ص8 )
عمر مبارك امام در اين سال 218ه.ق بيست و سه سال بود و اين دومين سفر حضرت به بغداد بود. حضرت كه در سفر نخست به دستور مامون به بغداد فرا خوانده شده بوددر واكنش به پرسش اسماعيل بن مهران كه عرض كرد :
اي مولاي من ، اكنون كه مدينه را ترك مي كني براي شما نگرانم. تكليف چيست وامام بعد از تو كيست ؟
امام جواد(ع) با لبخندي معنا دار فرمود:" ليس حيث طننت في هذه السنه "، آنچه را كه تو گمان مي كني (براي آن نگراني ) در اين سال واقع نمي شود .
امام در سفر دوم خود و احضار وي از سوي معتصم ، در پاسخ به پرسش اسماعيل بن مهران كه عرض كرد: اي مولاي من، جانم به قربانت، مدينه را ترك مي كني، تكليف ما بعد از تو چه خواهد بود ؟
امام فرمود: " الامر من بعدي الي ابني علي " امر امامت و پيشواي بعد از من برعهده فرزندم علي (ع) است.
(الارشاد ص328 ، بحار الانوار ج50 ص118 )
تاريخ به نقش چند نفر در به شهادت رساندن امام جواد(ع) اشاره مي كند كه آنان عبارتند از : معتصم عباسي، جعفر بن مامون برادر معتصم ، ام الفضل فرزند مامون و همسر امام جواد(ع) يحيي بن اكثم و احمد بن داود دو قاضي مشهور دربار.
بي شك نقش تحريك كننده فكري و فرهنگي را افرادي چون يحيي بن اكثم و احمد بن ابي داود كه در دوران مامون در مناظرات از حضرت شكست خورده بودند ،مهيا ساخته بودند. نقش جعفر بن مامون در شهادت حضرت نقش تحريك عواطف خواهرش كه فرزندي از حضرت نداشت و مورد كم توجهي حضرت قرار مي گرفت بود و معتصم را مي توان دستور دهنده قتل ، و ام الفضل را مجري آن بر شمرد.

 

آغاز توطئه

پس از شكست ابي داود قاضي مشهور دربار عباسي در خصوص اجراي حد سارق ، روح انتقامجويي و كينه از حضرت (ع) كه ناشي از دست رفتن جايگاه علمي خود در نزد خليفه دربار و مردم بود ، ابي داود را بر آن داشت كه معتصم تاثيرپذير را نسبت به امام جواد (ع) بدبين نمايد .
زرقان دوست نزديك و صميمي " احمد بن داود " مي گويد: .... " ابي داود براي من نقل كرد پس از شكست از" ابي جعفر" به قدري ناراحت شدم كه آرزوي مرگ كردم، بدين جهت روز سوم ( جلسه بحث ) نزد معتصم رفتم و گفتم : خير خواهي و نصيحت امير المومنين بر من واجب است كه اگر از آن سر باز زنم ناسپاسي كرده و سزايم آتش دوزخ است .
معتصم علتش را پرسيد ؟ 
به او گفتم : زماني كه امير الموُمنين فقهاءو علماء را در مجلسي گرد هم مي آورد تا به حل يك مسئله ديني دست يابد . و علما ء و فقها در مجلسي فتواي خود را اعلام مي كند در آن مجلس اعضاي خانواده ، وزراء ، فرماندهان ارتشي و ... حضور دارند و مردم نيز در بيرون به اين نكته آگاهي مي يابند كه خليفه فتواي علماء و فقهاء را كنار گذارده و راُي و فتواي كسي را مي پذيرد كه گروهي از امت به امامت وي معتقدند و وي را برتر و دانشمند تر از ديگران قلمداد مي كنند ؟ 

تكليف حكومت و علماي دربار چه مي شود ؟
چه حيثيتي براي آنان باقي مي ماند ؟ آيا چنين كاري زمينه انحراف افكار عمومي از خلافت و تمايل و توجه به ابي جعفر (ع) را مهيا نمي كند ؟
معتصم با شنيدن سخنانم رنگ چهره اش تغيير كرد و گفت :
جزاك الله عن نصيحتك خيرا .. خداوند به تو جزاي خير دهد بخاطر نصيحت خير خواهانه ات .
چهار روز پس از اين جلسه مناظره امام جواد (ع) به دست ام الفضل به شهادت رسيد .
تاريخ نويسان نحوه شهادت حضرت را به سه گونه مختلف روايت كرده اند .

روايت نخست: 
معتصم به يكي از وزيران خود دستور داد تا امام جواد(ع) را براي صرف ناهار به خانه خويش دعوت و آن حضرت (ع) را مسموم نمايد .
معتصم تاُكيد كرد كه اگر امام جواد(ع) از پذيرش دعوت امتناع كرد به وي بگويند كه مجلس خصوصي است !
اين وزير ، امام جواد (ع) را براي خوردن نهار به خانه خويش دعوت كرد كه با اكراه و امتناع حضرت روبرو شد .
وزير با اصرار و تاُكيد فراوان و بيان اين مطلب كه : بسيار دوست دارم كه حضرت پاي خود را بر فرش منزل من بگذارد و خانه ام به قدوم وي تبرك يابد و دوست دارم يكي از وزيران نيز تو را زيارت و ملاقات كند ، حضرت را مجبور به پذيرش دعوت كرد .
امام بر سفره نهار با خوردن اولين لقمه احساس مسوميت كرد . از اينرو خواستار مركب خود براي رفتن از منزل شد . حضرت پس از خوردن آن لقمه در برابر اصرار وزير در خانه او فرمودند : 
"خروجي من دارك خير لك "، در منزل تو نباشم براي تو بهتر است. امام جواد (ع) با همان حال مسموميت منزل را ترك كرد و آن روز و آن شب بر اثر مسموميت و ناتواني درد كشيد و سپس بيست ساعت پس از خوردن آن لقمه به شهادت رسيد .

روايت دوم : 
ابن شهر آشوب روايت مي كند : پس از دعوت اجباري معتصم از امام جواد (ع) و استقبال ظاهري از آن حضرت (ع) ، معتصم "اشناس" فرمانده ترك سپاه خود را ، با هدايايي به نزد امام جواد (ع) و ام الفضل فرستاد .
وي ماُموريت داشت تا " شربت ريواس " ترش مزه اي را كه به همراه خويش داشت به حضرت بخوراند . اشناس پس از دادن هدايا و خوشامدگويي به امام جواد (ع) گفت : اين شربت خوش طعمي است كه با يخ خنك شده است و خليفه ، احمد بن ابي داود ، سعيد بن خضيب و بسياري از سر شناسان دربار نيز آن را نوشيده اند . خليفه دستور داده است تا اين شربت خنك را الآن ميل نمايي !
امام جواد (ع) شربت را گرفت و فرمود: اشكالي ندارد، شب آن را مي خورم ولي اشناس گفت : هم اكنون شربت خنك است و اگر بماند يخ آن آب مي شود و خاصيت خود را از دست مي دهد ، اكنون بايد ميل كني .
امام جواد (ع) با اطلاع از نقشه وي در حال اجبارآن را نوشيد. 

مناقب ال ابي طالب ج4 ص379 ، بحار الانوار ج 50 ص 8

 

روايت سوم:
پس از به خلافت رسيدن ابواسحاق محمد بن هارون معروف به معتصم عباسي ، وي براي به شهادت رساندن ابي جعفر (ع) نقشه ها و حيله ها مي كشيد تا اينكه به ام الفضل ، دختر هارون و همسر امام جواد (ع) دستور داد تا حضرت را مسموم نموده و به شهادت رساند .
معتصم كه از احساسات زنانه ام الفضل خبر داشت و مي دانست وي ازامام جواد (ع) راضي نيست و امام جواد (ع) همسر ديگر خود "ام الحسن " را كه براي وي فرزند پسري بدنيا آورده است برام الفضل كه نازاست ترجيح مي داد، بهترين فرد براي به شهادت رساندن حضرت ديد. 
ام الفضل همسر بي وفاي حضرت (ع) به دستور عمويش معتصم تن در داد .
از آنجا كه معتصم و جعفر مي دانستند كه امام (ع) انگور را بسيار دوست دارد زهري را در "انگور رزاقي " تزريق كردند و ام الفضل نيز نوزده دانه انگور به امام جواد (ع) خورانيد .
همين كه امام انگور مسموم را خورد، ام الفضل سخت اندوهگين و پريشان شد و شروع به بلند گريستن كرد .
امام جواد(ع) متوجه حركت خائنانه وي گرديد. رو به ام الفضل كرد و گفت چرا گريه مي كني ؟ به خدا سوگند خداوند تو را به زخمي لاعلاج مبتلا خواهد كرد و گرفتار بلايي خواهي شد كه توان بازگو كردن آن را براي كسي نداري .

بحار الانوار ج 50 ص 17

 

سال شهادت

ابن ابي ثلج بغدادي متوفاي 325 هجري در تاريخ ائمه ، محمد بن يعقوب كليني متوفاي 328 هجري در اصول كافي ، شيخ مفيد متوفاي 413هجري در الارشاد ، طبرسي امامي متوفاي قرن پنجم در دلائل الامامة ، علامه مجلسي متوفاي 1111 در بحار الانوار، محدث قمي متوفاي 1359 هجري . در منتهي الامال سال شهادت حضرت را 220 هجري مي دانند .

 

روز شهادت

ابن ابي ثلج بغدادي و محمد بن يعقوب كليني روز شهادت حضرت را سه شنبه ششم ذيقعده سال 220هجري قمري  و محمد بن حرير بن رستم طبري سه شنبه پنجم ذيحجه سال 220 هجري دو ساعت پس از بالا آمدن آفتاب را روز شهادت حضرت خوانده اند .

علامه مجلسي ، شيخ عباس قمي ، سيد محمد كاظم قزويني آخر ماه ذيقعده سال  220هجري  را روز شهادت امام جواد بر مي شمارند

 

مكان شهادت

همه محدثان و مورخان بالاتفاق مكان شهادت حضرت امام جواد (ع) را بغداد مي دانند .

 

سر نوشت قاتلان

پيشتر حضرت رضا (ع) درباره قاتلان امام جواد (ع) فرموده بود :
"فرزند من از روي خشم و غضب كشته مي شود و اهل آسمانها بر او مي گريند. خداوند بر دشمن ستمگر او غضب مي كند و در مدت كوتاهي آنانرا به عذاب دردناك مبتلا مي سازد ".

پيشگويي حضرت رضا (ع) عملي شد و جعفر بن ماُمون كه تحريك كننده خواهرش ام الفضل بود در همان روزهاي پس از شهادت امام جواد (ع) در چاهي افتاد و بر اثر ضربه اي كه بر سرش خورد دچار جنون گرديد و بقيه عمرش را با ديوانگي و جنون به سر برد .
معتصم عباسي كه دستور قتل حضرت را صادر كرد بيش از شش سال ديگر حكومتش دوام نيافت .
اما سر نوشت ام الفضل سر نوشت دردناكي بود كه حضرت امام جواد (ع) قبل از شهادت براي او ترسيم كرده بود ، دچار شدن به بيماري كه وي از گفتنش نيز اكراه داشت .

ام الفضل دچار بيماري داخلي و زنانگي شد كه توان بازگو كردن براي ديگران را نداشت. وي تمام دارايي هاي خويش را خرج درمان خود كرد اما معالجه نشد و در كمال فقر و تنگدستي جان خود را از دست داد .

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
زندگینامه امام رضا

زندگینامه امام  رضا

زادگاه
هشتمين پيشواى شيعيان امام على بن موسى الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.

كنيه ها
ابوالحسن و ابوعلى (۱)

لقبها
رضا، صابر، زكى ، ولى ، فاضل، وفى ، صديق، رضى ، سراج الله، نورالهدى ، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفو الملك، كافى الخلق، رب السرير و رئاب التدبير(۲).


مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اختصاص اين لقب گفته اند: «او از آن روى رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودى پيامبر خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده: از آن روى كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سرانجام، گفته شده است: از آن روى او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»(۳)

مادر امام
در روايتهاى مختلفى كه به ما رسيده است نامها و كنيه ها و لقبهاى ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا(۴)، را براى مادر آن حضرت آورده اند.

زادروز
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهاى (۱۴۸، ۱۵۱ و ۱۵۳ ق)
و در روزهاى جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب(۵) و يازدهم ذى القعده(۶)

روز شهادت
وفات آن حضرت را نيز به سالهاى (۲۰۲، ۲۰۳ و ۲۰۶ ق) دانسته اند.(۷)
اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (۱۴۸ ق) يعنى همان سال وفات امام صادق عليه السّلام بوده است؛ چنان كه مفيد، كلينى ، كفعمى ، شهيد، طبرسى ، صدوق، ابن زهره، مسعودى ، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزى و كسانى ديگر اين نظر را برگزيده اند.(۸)
درباره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال (۲۰۳ ق)(۹) است.
بنابراين روايت، عمر آن حضرت پنجاه و پنج سال(۱۰) مى شود كه بيست و پنج سال آن را در كنار پدر خويش سپرى كرده و بيست سال ديگر امامت شيعيان را برعهده داشته است.(۱۱)
اين بيست سال مصادف است با دوره پايانى خلافت هارون عباسى ، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايى ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سرانجام دوره اى از خلافت مأمون.(۱۲)

فرزندان
گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براى او ذكر كرده اند، امّا چنان كه علاّمه مجلسى مى گويد: «اكثر، تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.»(۱۳)
به دسيسه مأمون و با سمّ او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در سمت قبله قبه هارونى سراى حميد بن قحطبه طايى به خاك سپردند (۱۴) و امروز مرقد او مزار آشناى شيفتگان است.

نقشه مسير حركت امام رضا

Imam Reza(a)

مادر حضرت رضا عليه السلام

نامهاى مادر امام
مادر امام رضا عليه السلام، بانويى به نام ( تُكتَم ) از اهالى نوبه است كه پس از ورود به خانه موسى بن جعفر عليه السلام، وى را ( نجمه ) ناميده اند.
در كتابهاى تاريخى ، از وى با نامهاى ( سُكَن، خيزران، صقره، اروى ، ام البنين و طاهره ) نيز ياد شده است كه اينها احتمالاً القابى است كه به مناسبتهاى گوناگون، به وى داده اند. مثلاً سُكَن از مادّه ( سكون ) به مناسبت وقار آن مخدَره، و خيزران ( كه نام تركه هاى سرخ رنگ بوته اى است) به مناسبت اندام ظريف وى ، و نجمه به دليل نورانيت او، و صقره ( باز ) به جهت تيزبينى و همت والاى آن بانو، و ام البنين به تفألِ آوردن فرزندان، و طاهره به دليل حصانت و پاكى وى از دنائت بوده است.

نوبه كجاست؟
ياقوت حموى چند محلّ را به نام ( نوبه ) معرفى مى كند:
۱ ـ شهركى در تونس
۲ ـ موضعى در حجاز با فاصله سه روز راه از مدينه
۳ ـ ناحيه اى در نزديكى درياى تهامه ( درياى سرخ )
۴ ـ سرزمينى در جنوب مصر
بى شك، نجمه از چهارمين محلّ، يعنى سرزمين نوبه در جنوب مصر بوده است، ... زيرا وى در نيمه قرن دوّم هجرى ( كه امام كاظم عليه السلام حدود بيست سال داشت ) به عنوان برده به مدينه آورده شده و به بيت امام انتقال يافته است...
مى دانيم كه در اين دوران، مردم تونس ( كه در كتابهاى تاريخى و فتوحات اسلامى ، به نام افريقيه خوانده شده است ) مسلمان بوده اند. سرزمين حجاز و همچنين كناره درياى سرخ ( كه مراد ساحل عربستان است ) نيز در زمان ابوبكر ( ۱۱ ـ ۱۳ هجرى ) تماماً جزو قلمرو اسلامى بوده است و نمى توان از اين سرزمينها، مردمى را به عنوان اسير به مدينه آورد و در معرض فروش قرار داد، پس نجمه از سرزمين وسيع نوبه، در جنوب مصر بوده است كه تا آن زمان هنوز به تصرف مسلمين در نيامده بود.
اين منطقه نوبه، نام جايى است در افريقا، در كنار نيل كه بين اسوان ( استانى در جنوب مصر ) و سودان، واقع شده است و دو بخش را شامل مى شود:
الف: نوبه سفلى كه جزو خاك مصر و بين اسوان ( استانى در جنوب مصر ) و دره حلفا قرار دارد كه پس از بستن سدّ اسوان، قسمتى از آثار باستانى آن به موزه هاى مصر منتقل شد و معبد بزرگى كه در داخل سدّ قرار گرفته با تعبيه ديوار بتونى ، هم اكنون مورد بازديد مسافران و نمايشگر تمدّن ديرين اين سرزمين است و بازديد از آن با قايقهاى محلّى صورت مى گيرد.
ب: نوبه عُليا كه در شمال شرقى كشور سودان واقع شده است و سلسله شانزدهم فراعنه مصر در آن جا معابدى ساخته اند كه هم اكنون باقى است.
نوبه در گذشته هاى دور داراى تمدّن و حاكمان مقتدرى بوده است كه از آن جمله، كشور كوشى را در سده هشتم قبل از ميلاد در آن ديار مى توان نام برد.
پس از درگذشت اسكندر و به سرآمدن دوران جانشينان وى ( كه به بطالسه معروف بوده اند ) مردم آن ديار مسيحيت را پذيرفتند و تا سده ۱۴ ميلادى كه به دين اسلام مشرّف شدند، جزو پيروان دين مسيح به شمار مى رفتند.
هم اكنون هفتاد درصد نژاد مردم شمال و غرب كشور سودان، نوبه اى ، و حدود سى درصد كه در غرب سودان متوطّن اند، سودانى و سياه پوست هستند. با توجّه به اين مسأله كه نژاد اهل نوبه از سياه پوستان متمايز است، نبايد نجمه را سياه پوست دانست، بلكه چون ساير مردم شمال سودان و جنوب مصر، گندمگون و به اصطلاح عربها ( سمراء ) بوده است.
به هر حال، مردم اين ناحيه هم اكنون مسلمان هستند و به عربى تكلّم مى كنند و اتفاقاً ناحيه آباد كشور سودان همين بخش است كه به واسطه برخوردارى از سواحل نيل ( كناره رود نيل و دره يادشده ) از لحاظ دامدارى و كشاورزى جزو مناطق خوب افريقاست.
ياقوت مى نويسد: مردمان نوبه صاحب شتر و اسب و گاو گوسفندند. منتهى اسبهاى نجيب متعلق به پادشاه است و نوع يابو يا برزون، متعلق به عامه است. محصول غلّه اين ناحيه عبارت از گندم و جو و ذرّت مى باشد.

برگرفته از كتاب: چهل حديث حضرت رضا عليه السلام

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
زندگینامه امام موسی کاظم

                             زندگینامه امام موسی کاظم

 

ابوالحسن موسي بن جعفر (ع) امام هفتم از ائمه اثني عشر (ع) و نهمين معصوم از چهارده معصوم (ع) تولد آن حضرت در ابواء (محلي ميان مكه و مدينه) به روز يكشنبه هفتم صفر سال ۱۲۸ يا ۱۲۹ ق واقع شد.

چگونگي به امامت رسيدن آن حضرت:


در زمان حيات امام صادق (ع) كساني از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ايشان اسماعيل امام خواهد شد. اما اسماعيل در زمان حيات پدر از دنيا رفت ولي كساني مرگ او را باور نكردند و او را همچنان امام دانستند پس از وفات حضرت صادق (ع) عده اي چون از حيات اسماعيل مأيوس شدند پسر او محمد بن اسماعيل را امام دانستند و اسماعيليه امروز بر اين عقيده هستند و پس از او پسر او را امام مي دانند و همينطور به ترتيب و به تفضيلي كه در كتب اسماعيليه مذكور است. پس از وفات حضرت صادق (ع) بزرگترين فرزند ايشان عبدالله نام داشت كه بعضي او را عبدالله افطحمي دانند اين عبدالله مقام و منزلت پسران ديگر حضرت صادق(ع) را نداشت و به قول شيخ مفيد در”ارشاد” متهم بود كه در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگترين برادرانش از جهت سن و سال بود ادعاي امامت كرد و برخي نيز از او پيروي كردند اما چون ضعف دعوي و دانش او را ديدند روي از او برتافتند و فقط عده قليلي از او پيروي كردند كه فطحيه موسوم هستند.

ـ برادر ديگر امام موسي كاظم (ع) اسحق كه برادر تني آن حضرت بود به ورع و صلاح و اجتهاد معروف بود اما برادرش موسي كاظم (ع) را قبول داشت و حتي از پدرش روايت مي كرد كه او تصريح بر امامت آن حضرت كرده است.

ـ برادر ديگر آن حضرت به نام محمد بن جعفر مردي سخي و شجاع بود و از زيديه جاروديه بود و در زمان مامون در خراسان وفات يافت اماجلالت قدر و علو شأن و مكارم اخلاق و دانش وسيع امام موسي كاظم (ع) بقدري بارز و روشن بود كه اكثريت شيعه پس از وفات امام صادق (ع) به امامت او گرويدند و علاوه بر اين بسياري از شيوخ و خواص اصحاب حضرت صادق (ع) مانند مفضل ابن عمر جعفي و معاذين كثير و صغوان جمال و يعقوب سراج نص صريح امامت حضرت امام موسي الكاظم (ع) را از امام صادق (ع) روايت كردند و بدين ترتيب امامت ايشان در نظر اكثريت شيعه مسجل گرديد.

شخصيت اخلاقي:

او در علم و تواضع و مكارم اخلاق و كثرت صدقات و سخاوت و بخشندگي ضرب المثل بود. بران و بدانديشان را با عفو و احسان بيكران خويش تربيت مي فرمود.

شبها بطور ناشناس در كوچه هاي مدينه مي گشت و به مستمندان كمك مي كرد. مبلغ دويست، سيصد و چهارصد دينار در كيسه ها مي گذاشت و در مدينه ميان نيازمندان قسمت مي كرد. صرار (كيسه ها) موسي بن جعفر در مدينه معروف بود. و اگر به كسي صره اي مي رسيد بي نياز مي گشت معذلك در اطاقي كه نماز مي گذارد جز بوريا و مصحف و شمشير چيزي نبود.

برخورد حاكمان سياسي معاصر با امام:

مهدي خليفه عباسي امام را در بغداد بازداشت كرد اما بر اثر خوابي كه ديد و نيز تحت تأثير شخصيت امام از او عذرخواهي كرد و به مدينه اش بازگرداند گويند كه مهدي از امام تعهد گرفت كه بر او و فرزندانش قيام نكند اين روايت نشان مي دهد كه امام كاظم (ع) قيام را در آن زمان صلاح و شايسته نمي دانسته است و با آنكه از جهت كثرت عبادت و زهد به (العبد الصالح) معروف بوده است بقدري در انظار مردم مقامي والا و ارجمند داشته است كه او را شايسته مقام خلافت و امامت ظاهري نيز مي دانستند و همين امر موجب تشويش و اضطراب دستگاه خلافت گرديده و مهدي به حبس او فرمان داده است.

ـ زمخشري در (ربيع الابرار) آورده است كه هارون فرزند مهدي در يكي از ملاقاتها به امام پيشنهاد نمود فدك را تحويل بگيرد و حضرت نپذيرفت وقتي اصرار زياد كرد فرمود مي پذيرم به شرط آن كه تمام آن ملك را با حدودي كه تعيين مي كنم به من واگذاري، هارون گفت حدود آن چيست؟ امام فرمود يك حد آن به عدن است حد ديگرش به سمرقند و حد سومش به افريقيه (آفريقا) و حد چهارمش كناره درياي خزر است. هارون از شنيدن اين سخن سخت برآشفت و گفت: پس براي ما چه چيز باقي مي ماند؟ امام فرمود:
مي دانستم اگر حدود فدك را تعيين كنم آن را به مامسترد نخواهي كرد (يعني خلافت و اداره سراسر كشور اسلام حق منست) از آن روز هارون كمر به قتل موسي بن جعفر (ع) بست. در سفر هارون به مدينه هنگام زيارت قبر رسول الله (ص) در حضور سران قريش و روساي قبايل و علما و قضات بلاد اسلام گفت: السلام عليك يا رسول الله، السلام عليك يا بن عم و اين را از روي فخر فروشي به ديگران گفت. امام كاظم (ع) حاضر بود و فرمود: السلام عليك يا رسول الله، السلام عليك يا ابت (يعني سلام بر تو اي پدر من)
مي گويند هارون دگرگون شد و خشم از چهره اش نمودار گرديد.

زندان نمودن امام و چگونگي شهادت:

درباره حبس امام موسي (ع) به دست هارون الرشيد شيخ مفيد در ارشاد روايت مي كند كه علت گرفتاري و زنداني شدن امام، يحيي بن خالد بن بر مك بوده است زيرا هارون فرزند خود امين را به يكي از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث كه مدتي هم والي خراسان بوده است سپرده بود و يحيي بن خالد بيم آن را داشت كه اگر خلافت به امين برسد جعفربن محمد را همه كاره دستگاه خلافت سازد و يحيي و بر مكيان از مقام خود بيفتند. جعفر بن محمد بن اشعث شيعه بود و قايل به امامت موسي (ع) و يحيي اين معني را به هارون اعلام مي داشت. سرانجام يحيي پسر برادر امام را به نام علي بن اسماعيل بن جعفر از مدينه خواست تا به وسيله او از امام و جعفر نزد هارون بدگويي كند. گويند امام هنگام حركت علي بن اسماعيل از مدينه او را احضار كرد و از او خواست كه از اين سفر منصرف شود. و اگر ناچار مي خواهد برود از او سعايت نكند. علي قبول نكرد و نزد يحيي رفت و بوسيله او پيش هارون بار يافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامي مال به او مي دهند تا آنجا كه ملكي را توانست به هزار دينار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدينه امام و جمعي از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول (ص) گفت يا رسول الله از تو پوزش مي خواهم كه مي خواهم موسي بن جعفر را به زندان افكنم زيرا او مي خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بريزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بيرون بردند و او را پوشيده به بصره نزدوالي آن عيسي بن جعفربن منصور بردند.

عيسي پس از مدتي نامه اي به هارون نوشت وگفت كه موسي بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز كاري ندارد يا كسي بفرست كه او را تحويل بگيرد يا من او را آزاد خواهم كرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربيع سپرد و پس از مدتي از او خواست كه امام را آزاري برساند اما فضل نپذيرفت و هارون او را به فضل بن يحيي بن خالد برمكي سپرد. چون امام در خانه فضل نيز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنيدن اين خبر در خشم شد و آخر الامر يحيي امام را به سندي بن شاهك سپرد و سندي آن حضرت را در زندان مسموم كرد و چون آن حضرت از سم وفات يافت سندي جسد آن حضرت را به فقها و اعيان بغداد نشان داد كه ببيند در بدن او اثر زخم يا خفگي نيست. بعد او را در باب التبن در موضعي به نام مقابر قريش دفن كردند. تاريخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر يا پنجم يا بيست و پنجم رجب سال ۱۸۳ ق در ۵۵ سالگي گفته اند.

نجمه همسر امام:

نجمه، مادر بزرگوار امام رضا (ع) و از زنان مومنه، پارسا، نجيب و پاكيزه بود. حميده، همسر امام صادق (ع)، او را كه كنيزى از اهالى مغرب بود، خريد و به منزل برد.
نجمه در خانه امام صادق (ع)، حميده خاتون را بسيار احترام مى كرد و به خاطر جلال و عظمت او، هيچ گاه نزدش نمى نشست!
روزى حميده در عالم رويا، رسول گرامى اسلام (ص) را ديد كه به او فرمودند: اى حميده! نـجـمـه را به ازدواج فرزند خود موسى درآور زيرا از او فرزندى به دنيا خواهد آمد كه بهترين فرد روى زمين باشد. پس از اين پيام، حميده به فرزندش امام كاظم (ع) فرمود: پسرم! نـجـمـه بانويى است كه من هرگز بهتر از او را نديده ام، زيرا در زيركى و محاسن اخلاق، مانندى ندارد.من او را به تو مى بخشم، تو نيز در حق او نيكى كن. ثـمـره ازدواج امـام مـوسـى بـن جعفر (ع) و نجمه، نورى شد كه در شكم مادر به تسبيح و تهليل مـشـغـول بـود و مـادر از آن، احـسـاس سنگينى نمى كرد و چون به دنيا آمد، دست ها را بر زمين گذاشت، سر را به سوى آسمان بلند كرد و لب هاى مباركش را به حركت درآورد: گويا با خدايش رازو نيازمى كرد. پس از تولد امام هشتم (ع)، اين بانوى مكرمه با تربيت گوهرى تابناك، ارزشى فراتر يافت.

فرزندان امام:

بنا به گفته شيخ مفيد در ارشاد امام موسي كاظم (ع) سي و هفت فرزند پسر و دختر داشت كه هيجده تن از آنها پسر بودند و علي بن موسي الرضا (ع) امام هشتم افضل ايشان بود از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسي و محمد بن موسي و ابراهيم بن موسي بودند. يكي از دختران آن حضرت فاطمه معروف معصومه سلام الله عليها است كه قبرش در قم مزار شيعيان جهان است. عدد اولاد آن حضرت را كمتر و بيشتر نيز گفته اند.

تأثير علمي آن بزرگوار:

امام هفتم (ع) با جمع روايات و احاديث و احكام و احياي سنن پدر گرامي و تعليم و ارشاد شيعيان، اسلام راستين را كه با تعاليم و مجاهدات پدرش جعفر بن محمد (ع) نظم و استحكام يافته بود حفظ و تقويت كرد و علي رغم موانع بسيار در راه انجام وظايف الهي تا آنجا پايداري كرد كه جان خود را فدا ساخت.

سخنان برگزيده

* امام رضاعليه السلام: زيارَةُ قَبرِ أبي مِثلُ زِيارَةِ قَبِر الحُسَينِ؛

زيارت قبر پدرم، موسى بن جعفرعليه السلام، مانند زيارت قبر حسين‏عليه السلام است.
* روايت شده است: أنّهُ (الكاظِم َ‏عليه السلام) كانَ يَبِكي مِن خَشيَةِ اللَّهِ حَتّى‏ تَخضَلَّ لِحيَتُهُ بِالدُّمُوعِ؛
امام كاظم همواره از بيم خدا مى‏گريست، چندان كه محاسنش از اشك تر مى‏شد.

* امام كاظم ‏عليه السلام: ثَلاثٌ مُوبِقاتٌ: نَكثُ الصَّفَقَةِ و تَركُ السُّنَّةِ و فِراقُ الجَماعَةِ؛

سه چيز تباهى مى‏آورد: پيمان شكنى، رها كردن سنّت و جدا شدن از جماعت.

* امام كاظم ‏عليه السلام: عَونُكَ لِلضَّعيفِ أفضَلُ الصَّدَقَةِ؛

كمك كردن تو به ناتوان، بهترين صدقه است.

* امام كاظم‏ عليه السلام: لَو كانَ فِيكُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائمُنا؛

اگر به تعداد اهل بدر (مؤمن كامل) در ميان شما بود، قائم ما قيام مى‏كرد.

* امام كاظم‏ عليه السلام: لَيسَ مِنّا مَن لَم يُحاسِب نَفسَهُ في كُلِّ يَومٍ؛

كسى كه هر روز خود را ارزيابى نكند، از ما نيست.

* امام كاظم ‏عليه السلام: ما مِن شَى‏ءٍ تَراهُ عَيناكَ إلّا و فيهِ مَوعِظَةٌ؛

در هر چيزى كه چشمانت مى‏بيند، موعظه‏اى است.

* امام كاظم ‏عليه السلام: مَن كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَف َّ اللَّهُ عَنهُ عَذابَ يَومِ القِيامَة؛

هر كس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب خود را در روز قيامت از او باز مى‏دارد.

* امام كاظم ‏عليه السلام: إذا كانَ ثَلاثَةٌ في بَيتٍ فَلا يَتَناجى‏ إثنانِ دونَ صاحِبِهِما فَإنَّ ذلِكَ مِمّايَغُمُّهُ؛

هر گاه سه نفر در خانه ‏اى بودند، دو نفرشان با هم نجوا نكنند؛ زيرا نجوا كردن، نفر سوم را ناراحت مى‏كند.

* امام كاظم‏ عليه السلام: إيّاكَ أن تَمنَعَ في طاعَةِ اللَّهِ فَتُنفِقُ مِثلَيهِ في مَعصِيَةِ اللَّهِ؛

مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آن‏گاه دو برابرش را در معصيت خدا خرج كنى.

* امام كاظم ‏عليه السلام: لاتُذهِبِ الحِشمَةَ بَينَكَ و بَينَ أخيكَ وَأبْقِ مِنها فَإنَّ ذَهابَها ذَهابُ الحَياءِ؛

مبادا حريم ميان خود و برادرت را (يكسره) از ميان ببرى؛ چيزى از آن باقى بگذار؛ زيرا از ميان رفتن آن، از ميان رفتن شرم و حيا است.

* امام كاظم ‏عليه السلام: أبلِغ خَيراً و قُل خَيراً ولا تَكُن أمُّعَةً؛
خير برسان و سخن نيك بگو و سست رأى و فرمان‏برِ هر كس مباش.
* امام كاظم ‏عليه السلام: المُصيبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ و لِلجازِعِ اثنَتانِ؛
مصيبت براى شكيبا يكى است و براى ناشكيبا دوتا.
* امام كاظم‏ عليه السلام: الصَّبرُ عَلَى العافِيَةِ أعظَمُ مِنَ الصَّبرِ عَلَى البَلاءِ؛
شكيبايى در عافيت بزرگ‏تر است از شكيبايى در بلا.

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
زندگینامه امام محمد باقر(ع)
زندگینامه امام محمد باقر(ع)

نام مبارك امام پنجم محمد بود .

لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ,بدين جهت كه : درياى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت .

القاب ديگرى مانند شاكر و صابر و هادى نيز براى آن حضرت ذكر كردهاند كه هريك بازگوينده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است .

كنيه امام ابوجعفر بود .

مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى ( ع )است .

بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن ( ع )و از سوى پدر به امام حسين ( ع ) ميرسيد .

پدرش حضرت سيدالساجدين , امام زين العابدين , على بن الحسين ( ع ) است .

تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجرى در مدينه جانگداز كربلا همراه پدر و در كنار جدش حضرت سيدالشهداء كودكى بود كه به چهارمين بهار زندگيش نزديك ميشد .

دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95 هجرى كه سال درگذشت امام زين العابدين ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114 ه . يعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است .

در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفرصادق ( ع ) مسائلى مانند انقراض امويان و بر سر كار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسى و ظهور سرداران و مدعيانى مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانى و ديگران مطرح است , ترجمه كتابهاى فلسفى و مجادلات كلامى در اين دوره پيش ميآيد , و عدهاى از مشايخ صوفيه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا ميشوند .

قاضيها و متكلمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتان پديدميآيند و فقه و قضاء و عقايد و كلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراكز قدرت خلافت شرح و تفسير مينمايد , و تعليمات قرآنى - به ويژه مسأ له امامت و ولايت را , كه پس از واقعه عاشورا و حماسه كربلا , افكار بسيارى از حق طلبان را به حقانيت آل على ( ع ) متوجه كرده بود , و پرده از چهره زشت ستمكاران اموى ودين به دنيا فروشان برگرفته بود , به انحراف ميكشاندند و احاديث نبوى را دربوته فراموشى قرار ميدادند .

برخى نيز احاديثى به نفع دستگاه حاكم جعل كرده ويا مشغول جعل بودند و يا آنها را به سود ستمكاران غاصب خلافت دگرگون مينمودند .

اينها عواملى بود بسيار خطرناك كه بايد حافظان و نگهبانان دين در برابر آنهابايستند .

بدين جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وى امام جعفر صادق ( ع )از موقعيت مساعد روزگار سياسى , براى نشر تعليمات اصيل اسلامى و معارف حقه بهره جستند , و دانشگاه تشيع و علوم اسلامى را پايهريزى نمودند .

زيرا اين امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقيقى تعليمات پيامبر( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند , و ميبايست به تربيت شاگردانى عالم و عامل و يارانى شايسته و فداكار دست يازند , و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوين و تدريس كنند .

به همين جهت محضر امام باقر ( ع ) مركز علماء ودانشمندان و راويان حديث و خطيبان و شاعران بنام بود .

در مكتب تربيتى امام باقر ( ع ) علم و فضيلت به مردم آموخته ميشد .

ابوجعفر امام محمد باقر ( ع )متولى صدقات حضرت رسول ( ص ) و اميرالمؤمنين ( ع ) و پدر و جد خود بود واين صدقات را بر بنى هاشم و مساكين و نيازمندان تقسيم ميكرد , و اداره آنهارا از جهت مالى به عهده داشت .

امام باقر ( ع ) داراى خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامى بود .

سيرت و صورتش ستوده بود .

پيوسته لباس تميز و نوميپوشيد .

در كمال وقار و شكوه حركت ميفرمود .

از آن حضرت ميپرسيدند : جدت لباس كهنه و كم ارزش ميپوشيد , تو چرا لباس فاخر بر تن ميكنى ؟ پاسخ ميداد : مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز , كه محرومان و فقرا و تهيدستان زيادبودند , چنان بود .

من اگر آن لباس بپوشم در اين انقلاب افكار , نميتوانم تعظيم شعائر دين كنم .

امام پنجم ( ع ) بسيار گشادهرو و با مؤمنان و دوستان خويش برخورد بود .

با همه اصحاب مصافحه ميكرد و ديگران را نيز بدين كار تشويق ميفرمود .

در ضمن سخنانش ميفرمود : مصافحه كردن كدورتهاى درونى را از بين ميبرد و گناهان دوطرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - ميريزد .

امام باقر ( ع ) در صدقات و بخشش و آداب اسلامى مانند دستگيرى از نيازمندان و تشييع جنازه مؤمنين وعيادت از بيماران و رعايت ادب و آداب و سنن دينى , كمال مواظبت را داشت .

ميخواست سنتهاى جدش رسول الله ( ص ) را عملا در بين مردم زنده كند و مكارم اخلاقى را به مردم تعليم نمايد .

در روزهاى گرم براى رسيدگى به مزارع و نخلستانها بيرون ميرفت , و باكارگران و كشاورزان بيل ميزد و زمين را براى كشت آماده ميساخت .

آنچه ازمحصول كشاورزى - كه با عرق جبين و كد يمين - به دست ميآورد در راه خدا انفاق ميفرمود .

بامداد كه براى اداى نماز به مسجد جدش رسول الله ( ص ) ميرفت , پس از گزاردن فريضه , مردم گرداگردش جمع ميشدند و از انوار دانش و فضيلت اوبهرهمند ميگشتند .

مدت بيست سال معاويه در شام و كارگزارانش در مرزهاى ديگر اسلامى درواژگون جلوه دادن حقايق اسلامى - با زور و زر و تزوير و اجير كردن عالمان خودفروخته - كوشش بسيار كردند .

ناچار حضرت سجاد ( ع ) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر ( ع ) پس از واقعه جانگداز كربلا و ستمهاى بيسابقه آل ابوسفيان , كه مردم به حقانيت اهل بيت عصمت ( ع ) توجه كردند , در اصلاح عقايد مردم به ويژه در مسأ له امامت و رهبرى , كه تنها شايسته امام معصوم است , سعى بليغ كردندو معارف حقه اسلامى را - در جهات مختلف - به مردم تعليم دادند ; تا كار نشر فقه و احكام اسلام به جايى رسيد كه فرزند گرامى آن امام , حضرت امام جعفر صادق ( ع ) دانشگاهى با چهار هزار شاگرد پايهگذارى نمود , و احاديث و تعليمات اسلامى را در اكناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد .

امام سجاد ( ع )با زبان دعا و مناجات و يادآورى از مظالم اموى و امر به معروف و نهى از منكرو امام باقر ( ع ) با تشكيل حلقههاى درس , زمينه اين امر مهم را فراهم نمود ومسائل لازم دينى را براى مردم روشن فرمود .

رسول اكرم اسلام ( ص ) در پرتو چشم واقع بين و با روشن بينى وحى الهى وظايفى را كه فرزندان و اهل بيت گرامياش در آينده انجام خواهند داد و نقشى را كه در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت , ضمن احاديثى كه از آن حضرت روايت شده , تعيين فرموده است .

چنان كه در اين حديث آمده است : روزى جابر بن عبدالله انصارى كه در آخر عمر دو چشم جهان بينش تاريك شده بود به محضر حضرت سجاد ( ع ) شرفياب شد .

صداى كودكى را شنيد , پرسيد كيستى ؟ گفت من محمد بن على بن الحسينم , جابر گفت : نزديك بيا , سپس دست او راگرفت و بوسيد و عرض كرد : روزى خدمت جدت رسول خدا ( ص ) بودم .

فرمود : شايد زنده بمانى و محمدبن على بن الحسين كه يكى از اولاد من است ملاقات كنى .سلام من را به او برسان و بگو : خدا به تو نور حكمت دهد .علم و دين را نشر بده .

امام پنجم هم به امر جدش قيام كرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دينى و تعليم حقايق قرآنى و احاديث نبوى ( ص ) پرداخت .

اين جابر بن عبدالله انصارى همان كسى است كه در نخستين سال بعد از شهادت حضرت امام حسين ( ع ) به همراهى عطيه كه مانند جابر از بزرگان و عالمان باتقوا و از مفسران بود , در اربعين حسينى به كربلا آمد و غسل كرد , و در حالى كه عطيه دستش را گرفته بود در كنار قبر مطهر حضرت سيدالشهداء آمد و زيارت آن سرور شهيدان را انجام داد .

بارى , امام باقر عليه السلام منبع انوار حكمت و معدن احكام الهى بود .

نام نامى آن حضرت با دهها و صدها حديث و روايت وكلمات قصار و اندرزهايى همراه است , كه به ويژه در 19 سال امامت براى ارشاد مستعدان و دانش اندوزان و شاگردان شايسته خود بيان فرموده است .

بنا به رواياتى كه نقل شده است , در هيچ مكتب و محضرى دانشمندان خاضعتر و خاشعتر ازمحضر محمد بن على ( ع ) نبودهاند .

در زمان اميرالمؤمنين على ( ع ) گوئيا , مقام علم و ارزش دانش هنوز -چنان كه بايد - بر مردم روشن نبود , گويا مسلمانان هنوز قدم از تنگناى حيات مادى بيرون ننهاده و از زلال دانش علوى جامى ننوشيده بودند , و در كنار درياى بيكران وجود على ( ع ) تشنه لب بودند و جز عدهاى معدود قدر چونان گوهرى رانميدانستند .

بي جهت نبود كه مولاى متقيان بارها ميفرمود : سلونى قبل از تفقدونى پيش از آنكه من را از دست بدهيد از من بپرسيد .

و بارها ميگفت : من به راههاى آسمان از راههاى زمين آشناترم .

ولى كو آن گوهرشناسى كه قدر گوهر وجودعلى را بداند ؟ اما به تدريج , به ويژه در زمان امام محمد باقر ( ع ) مردم كم كم لذت علوم اهل بيت و معارف اسلامى را درك ميكردند , و مانند تشنه لبى كه سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و يا قدر آن را ندانسته باشد , زلال گواراى دانش امام باقر ( ع ) را دريافتند و تسليم مقام علمى امام ( ع ) شدند , و به قول يكى از مورخان : مسلمانان در اين هنگام از ميدان جنگ و لشكر كشى متوجه فتح دروازههاى علم و فرهنگ شدند .

امام باقر ( ع ) نيز چون زمينه قيام بالسيف ( قيام مسلحانه ) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و كمبودحماسه آفرينان - فراهم نبود , از اين رو , نشر معارف اسلام و فعاليت علمى راو هم مبارزه عقيدتى و معنوى با سازمان حكومت اموى را , از اين طريق مناسبترميديد , و چون حقوق اسلام هنوز يك دوره كامل و مفصل تدريس نشده بود , به فعاليتهاى ثمر بخش علمى در اين زمينه پرداخت .

اما بدين خاطر كه نفس شخصيت امام و سير تعليمات او - در ابعاد و مرزهاى مختلف - بر ضرر حكومت بود , مورد اذيت و ايذاء دستگاه قرار ميگرفت .

در عين حال امام هيچگاه از اهميت تكليفى شورش ( عليه دستگاه ) غافل نبود , و از راه ديگرى نيز آن را دامن ميزد : و آن راه , تجليل و تأ ييد برادر شورشياش زيد بن على بن الحسين بود .

رواياتى در دست است كه وضع امام محمد باقر ( ع ) كه خود - در روزگارش - مرزبان بزرگ فكرى و فرهنگى بوده و نقش مهمى در نشر اخلاق و فلسفه اصيل اسلامى و جهان بينى خاص قرآن , و تنظيم مبانى فقهى و تربيت شاگردانى مانند امام شافعى و تدوين مكتب داشته , موضع انقلابى برادرش زيد را نيز تأ ييدميكرده است چنانكه نقل شده امام محمد باقر ( ع ) ميفرمود : خداوندا پشت من را به زيد محكم كن .

و نيز نقل شده است كه روزى زيد بر امام باقر ( ع ) وارد شد , چون امام ( ع ) زيد بن على را ديد , اين آيه را تلاوت كرد : يا ايها الذين آمنوا كونوا قوامين بالقسط شهداء لله .

يعنى : اى مؤمنان , بر پاى دارندگان عدالت باشيد و گواهان , خداى را .

آنگاه فرمود : انت و الله يا زيد من اهل ذلك , اى زيد , به خدا سوگندتو نمونه عمل به اين آيهاى .

ميدانيم كه زيد برادر امام محمد باقر ( ع ) كه تحت تأ ثير تعليمات ائمه ( ع ) براى اقامه عدل و دين قيام كرد .

سرانجام عليه هشام به عبدالملك اموى ,در سال ( 120 يا 122 ) زمان امامت امام جعفر صادق ( ع ) خروج كرد و دستگاه جبار , ناجوانمردانه او را به قتل رساند .

بدن مقدس زيد را سالها بر دار كردند و سپس سوزانيدند .

و چنانكه تاريخ مينويسد : گرچه نهضت زيد نيز به نتيجهاى نينجاميد و قيامهاى ديگرى نيز كه در اين دوره به وجود آمد , از جهت ظاهرى به نتايجى نرسيد , ولى اين قيامها و اقدامها در تاريخ تشيع موجب تحرك و بيدارى و بروز فرهنگ شهادت عليه دستگاه جور به شمار آمده و خون پاك شيعه را درجوشش و غليان نگهداشته و خط شهادت را تا زمان ما در تاريخ شيعه ادامه داده است .

امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) گرچه به ظاهر به اين قيامها دست نيازيدند , كه زمينه را مساعد نميديدند , ولى در هر فرصت و موقعيت به تصحيح نظر جامعه درباره حكومت و تعليم و نشر اصول اسلام و روشن كردن افكار , كه نوعى ديگر از مبارزه است , دست زدند .

چه در اين دوره , حكومت اموى رو به زوال بود و فتنه عباسيان دامنگير آنان شده بود , از اين رو بهترين فرصت براى نشرافكار زنده و تربيت شاگردان و آزادگان و ترسيم خط درست حكومت , پيش آمده بود و در حقيقت مبارزه سياسى به شكل پايهريزى و تدوين اصول مكتب - كه امرى بسيار ضرورى بود - پيش آمد .

اما چنان كه اشاره شد , دستگاه خلافت آنجا كه پاى مصالح حكومتى پيش ميآمدو احساس ميكردند امام ( ع ) نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برميگيرد و خط صحيح را در شناخت امام معصوم ( ع ) و امامت كه دنباله خط رسالت و بالاخره حكومت الله است تعليم ميدهد , تكان ميخوردند و دست به ايذاء و آزار وشكنجه امام ( ع ) ميزدند و گاه به زجر و حبس و تبعيد ... براى شناخت اين امر , به بيان اين واقعه كه در تاريخ ياد شده است ميپردازيم : در يكى از سالها كه هشام بن عبدالملك , خليفه اموى , به حج ميآيد , جعفر بن محمد , امام صادق , در خدمت پدر خود , امام محمد باقر , نيز به حج ميرفتند .

روزى در مكه , حضرت صادق , در مجمع عمومى سخنرانى ميكند و در آن سخنرانى تأ كيد بر سر مسأ له پيشوايى و امامت و اينكه پيشوايان بر حق و خليفههاى خدا در زمين ايشانند نه ديگران , و اينكه سعادت اجتماعى و رستگارى در پيروى از ايشان است و بيعت با ايشان و ... نه ديگران .

اين سخنان كه در بحبوحه قدرت هشام گفته ميشود , آن هم در مكه در موسم حج , طنينى بزرگ مييابد و به گوش هشام ميرسد .

هشام در مكه جرأ ت نميكند و به مصلحت خود نميبيند كه متعرض آنان شود .

اما چون به دمشق ميرسد , مأ مور به مدينه ميفرستد و از فرماندارمدينه ميخواهد كه امام باقر ( ع ) و فرزندش را به دمشق روانه كرد , و چنين ميشود .

حضرت صادق ( ع ) ميفرمايد : چون وارد دمشق شديم , روز چهارم ما را به مجلس خود طلبيد .

هنگامى كه به مجلس او درآمديم , هشام بر تخت پادشاهى خويش نشسته و لشكر و سپاهيان خود را در سلاح كامل غرق ساخته بود , و در دو صف دربرابر خود نگاه داشته بود .

نيز دستور داده بود تا آماج خانهاى ( جاهايى كه درآن نشانه براى تيراندازى ميگذارند ) در برابر او نصب كرده بودند , و بزرگان اطرافيان او مشغول مسابقه تيراندازى بودند .

هنگامى كه وارد حياط قصر او شديم , پدرم در پيش ميرفت و من از عقب او ميرفتم , چون نزديك رسيديم , به پدرم گفته : شما هم همراه اينان تير بيندازيد پدرم گفت : من پير شدهام .

اكنون اين كار از من ساخته نيست اگر من را معاف دارى بهتر است .

هشام قسم ياد كرد : به حق خداوندى كه ما را به دين خود و پيغمبر خود گرامى داشت , تورا معاف نميدارم .

آنگاه به يكى از بزرگان بنى اميه امر كرد كه تير و كمان خود را به او ( يعنى امام باقر - ع - ) بده تا او نيز در مسابقه شركت كند .

پدرم كمان را از آن مرد بگرفت و يك تير نير بگرفت و در زه گذاشت و به قوت بكشيد و بر ميان نشانه زد .

سپس تير ديگر بگرفت و بر فاق تير اول زد ... تاآنكه نه تير پياپى افكند .

هشام از ديدن اين چگونگى خشمگين گشت و گفت : نيك تير انداختى اى ابوجعفر , تو ماهرترين عرب و عجمى در تيراندازى .

چراميگفتى من بر اين كار قادر نيستم ؟ ...

بگو : اين تيراندازى را چه كسى به توياد داده است .

پدرم فرمود : ميدانى كه در ميان اهل مدينه , اين فن شايع است .

من در جوانى چندى تمرين اين كار كردهام .

سپس امام صادق ( ع ) اشاره ميفرمايد كه : هشام از مجموع ماجرا غضبناك گشت و عازم قتل پدرم شد .

در همان محفل هشام بر سر مقام رهبرى و خلافت اسلامى با امام باقر ( ع ) سخن ميگويد .

امام باقر درباره رهبرى رهبران بر حق و چگونگى اداره اجتماع اسلامى و اينكه رهبر يك اجتماع اسلامى بايد چگونه باشد , سخن ميگويد .

اينها همه هشام را - كه فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام -بيش از پيش ناراحت ميكند .

بعضى نوشتهاند كه : امام باقر را در دمشق به زندان افكند .

و چون به او خبر ميدهند كه زندانيان دمشق مريد و معتقد به امام ( ع ) شدهاند , امام را رها ميكند و به شتاب روانه مدينه مينمايد .

و پيكى سريع , پيش از حركت امام از دمشق , ميفرستد تا در آباديها و شهرهاى سر راه همه جا عليه آنان ( امام باقر و امام صادق ع ) تبليغ كنند تا بدين گونه ,مردم با آنان تماس نگيرند و تحت تأ ثير گفتار و رفتارشان واقع نشوند .

با اين وصف امام ( ع ) در اين سفر , از تماس با مردم - حتى مسيحيان - و روشن كردن آنان غفلت نميورزد .

جالب توجه و قابل دقت و يادگيرى است كه امام محمد باقر ( ع ) وصيت ميكند به فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) كه مقدارى از مال او را وقف كند , تاپس از مرگش , تا ده سال در ايام حج و در منى محل اجتماع حاجيها براى سنگ انداختن به شيطان ( رمى جمرات ) و قربانى كردن براى او محفل عزا اقامه كنند .

توجه به موضوع و تعيين مكان , اهميت بسيار دارد .

به گفته صاحب الغدير -زنده ياد علامه امينى - اين وصيت براى آن است كه اجتماع بزرگ اسلامى , در آن مكان مقدس با پيشواى حق و رهبر دين آشنا شود و راه ارشاد در پيش گيرد , واز ديگران ببرد و به اين پيشوايان بپيوندد , و اين نهايت حرص بر هدايت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهى .

شهادت امام باقر ( ع )

حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19 سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زين العابدين ( ع ) زندگى كرد و در تمام اين مدت به انجام دادن وظايف خطير امامت , نشر و تبليغ فرهنگ اسلامى , تعليم شاگردان , رهبرى اصحاب و مردم , اجرا كردن سنتهاى جد بزرگوارش در ميان خلق , متوجه كردن دستگاه غاصب حكومت به خط صحيح رهبرى و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعى و امام معصوم , كه تنها خليفه راستين خدا و رسول ( ص ) در زمين است , پرداخت و لحظهاى از اين وظيفه غفلت نفرمود .

سرانجام در هفتم ذيحجه سال 114 هجرى در سن 57 سالگى در مدينه به وسيله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست .

پيكر مقدسش را در قبرستان بقيع - كنارپدر بزرگوارش - به خاك سپردند .

زنان و فرزندان

فرزندان آن حضرت را هفت نفر نوشتهاند : ابوعبدالله جعفر بن محمد الصادق ( ع ) و عبدالله كه مادرشان ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر بود .

ابراهيم و عبيدالله كه از ام حكيم بودند و هر دو در زمان حيات پدر بزرگوارشان وفات كردند .

على و زينب و ام سلمه كه از ام ولد بودند .

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
امام محمد باقر

امام محمد باقر

كنيه: ابوالحسن و ابومحمد.
القاب: زين العابدين، سيد الساجدين، سجّاد، زكىّ، امين و ذوالثفنات.
به خاطر عبادت زياد و سجده‏هاى طولانىِ امام زين العابدين (ع)، پينه‏اى در پيشانى‏اش بسته بود. از اين رو، به وى «ذوالثفنات» لقب دادند.
منصب: معصوم ششم و امام چهارم شيعيان.
تاريخ ولادت: نيمه جمادى الثانى سال 38.
در مورد تاريخ ولادت آن حضرت، اختلاف است. غير از تاريخ مزبور، مورخان روز و ماه ولادت آن حضرت را، پنجم شعبان يا نيمه جمادى الاولى يا هفتم شعبان و يا نهم شعبان ذكر كرده‏اند. در مورد سال ولادت آن حضرت نيز برخى سال 37 و برخى سال 36 هجرى را ثبت كرده‏اند.
امام زين العابدين (ع) دو سال پيش از شهادت امير المؤمنين، على بن ابى‏طالب(ع) چشم به جهان گشود.
محل تولد: مدينه مشرفه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى). برخى مورّخان گفته‏اند كه محل تولد آن حضرت در كوفه بوده است؛ زيرا در آن هنگام، همه افراد خانواده امام على (ع) در كوفه به سر مى‏بردند.
نسب پدرى: امام حسين بن على بن ابى‏طالب (ع).
نام مادر: شهربانو، يا شاه زنان، دختر يزدگرد سوم، آخرين پادشاه از سلسله‏ ساسانيان در ايران كه در زمان خلافت امام على (ع) (و به قولى در عصر خلافت عمر يا عثمان) به اسارت مسلمانان در آمده و با اختيار خويش، همسرىِ امام‏حسين (ع) را پذيرفت. اين بانوى بزرگ در ايام نوزادى امام زين العابدين(ع) درگذشت.
مدت امامت: از زمان شهادت پدر بزرگوارش امام حسين (ع)، در محرم سال 61 تا محرم سال 95 هجرى، به مدت 34 سال.
تاريخ و سبب شهادت: دوازدهم (يا هيجدهم يا بيست و پنجم) محرم سال 95 (يا 94) هجرى، در سن 55 سالگى، به خاطر زهرى كه وليد بن عبدالملك به آن حضرت خورانيد.
محل دفن: قبرستان بقيع، در مدينه مشرفه، در جوار قبر عمويش، امام حسن مجتبى (ع).
هم اكنون قبور مشرفه چهار امام معصوم(ع)، امام حسن مجتبى(ع)، امام زين‏العابدين(ع)، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) در كنار هم مى‏باشد.
همسران: فاطمه، دختر امام حسن مجتبى و چند ام ولد.


فرزندان

الف) پسران: 1. امام محمد باقر (ع). 2. زيد شهيد. 3. عبدالله باهر. 4. عمر أشرف. 5. حسين اكبر. 6. عبدالرحمن. 7. عبيد الله. 8. سليمان. 9. حسن. 10. حسين اصغر. 11. على‏اصغر. 12. محمد اصغر.
ب) دختران: 1. خديجه. 2. فاطمه. 3. عليّه. 4. ام كلثوم.
اصحاب: اسامى تعداد زيادى از مؤمنان، شيعيان و محبان اهل بيت(ع) در زمره اصحاب و ياران امام زين العابدين (ع) آمده است كه در اين جا به نام برخى از آنان اشاره مى‏گردد:

1. جابربن عبدالله انصارى.
2. عامر بن واثله كنانى.
3. سعيد بن مسيّب.
4. سعيد بن جهان كنانى.
5. سعيد بن جبير.
6. محمد بن جبير.
7. ابو خالد كابلى.
8. قاسم بن عوف.
9. اسماعيل بن عبدالله بن جعفر.
10. ابراهيم بن محمد حنفيه.
11. حسن بن محمد حنفيه.
12. حبيب بن ابى ثابت.
13. ابو حمزه ثمالى.
14. فرات بن أحنف.
15. جابر بن محمد بن ابى بكر.
16. ايوب بن حسن.
17. على بن رافع.
18. ابو محمد قرشى.
19. ضحاك بن مزاحم.
20. طاوس بن كيسان.
21. حميد بن موسى.
22. أبان بن تغلب.
23. سدير بن حكيم.
24. قيس بن رمانه.
25. همام‏بن غالب (مشهور به فرزدق شاعر).
26. عبدالله برقى.
27. يحيى بن ام طويل.

1. امير المؤمنين على بن ابى‏طالب (ع) (40-35 ق.).
2. امام حسن‏مجتبى (ع) (41-40 ق.).
3. معاوية بن ابى سفيان (60-35 ق.).
4. يزيد بن معاوية (64-60 ق.).
5. معاوية بن يزيد (64-64 ق.).
6. عبدالله بن زبير (73-64 ق.).
7. مروان بن حكم (65-64 ق.).
8. عبدالملك بن مروان (86-65 ق.).
9. وليد بن عبدالملك (96-86 ق.).


از ميان زمامداران فوق، رديف‏هاى اول و دوم از خاندان بنى هاشم، سوم، چهارم و پنجم از خاندان بنى‏اميه و از تيره ابوسفيان، ششم از آل زبير و هفتم، هشتم و نهم از خاندان بنى‏اميه و از تيره حكم بن عاص هستند. از ميان آنان امام على بن ابى‏طالب(ع) دادگرترين و شايسته‏ترين فردى بود كه پس از پيامبر اكرم (ص) به زمامدارى مردم رسيد. زمامدارىِ كوتاه مدت وى الگو و سرمشق همه حكومت‏هاى صالحى است كه پس از او پديد آمده و يا در آينده محقق مى‏گردند.


رويدادهاى مهم

1. وفات شهربانو، مادر امام زين العابدين (ع) به هنگام تولد آن حضرت، در سال 38 هجرى.
2. شهادت امام على (ع) در دو سالگى و شهادت امام حسن مجتبى (ع) در سيزده سالگىِ امام زين العابدين (ع).
3. همراهىِ امام زين العابدين (ع) با پدرش، امام حسين (ع)، در عدم بيعت با يزيدبن معاويه و حركت اعتراض‏آميز از مدينه به مكه، در رجب سال 60 هجرى.
4. همراهىِ امام سجاد (ع) با كاروان حسينى در حركت از مكه به كربلا، درذى‏حجه سال 60 هجرى.
5. حضور امام زين العابدين در نهضت خونين كربلا، در سن 23 سالگى.
6. ابتلاى امام زين العابدين (ع) به بيمارىِ شديد، در روز عاشورا، و عدم توانايىِ جهاد در راه خدا.
7. تحمل مصيبت شهادت امام حسين (ع) و ياران و اصحاب آن حضرت، از سوى امام زين العابدين(ع) در روز عاشورا.
8. جنايت‏هاى لشكريان يزيد در جدا كردن سرها از بدن شهدا و بر نيزه كردن آنها، اسب دوانى بر بدن‏هاى شهدا و غارت و آتش زدن خيمه‏ها پس از شهادت امام‏حسين (ع)، در عصر عاشورا.
9. آغاز اسارت امام زين العابدين (ع) و ساير بازماندگان قافله حسينى به دست لشكريان عمر بن سعد از عصر روز عاشورا.
10. تحمل سختى‏ها و مشقت‏هاى امام زين العابدين(ع) و ديگر بازماندگان در اسارت، كوفه و شام.
11. خطبه خواندن امام سجاد(ع) براى اهالى كوفه، در حالى كه در غل و زنجير و اسارت دشمنان بود.
12. خطبه خواندن امام سجاد(ع)، در مجلس بزرگ مسجد اموىِ شام، در حضور يزيد و تأثير شگفت آن بر شاميان.
13. بازگشت امام زين العابدين(ع) به همراه ساير بازماندگان نهضت كربلا از اسارت كوفه و شام به مدينة الرسول(ص).
14. حزن شديد و گريه‏هاى طولانىِ امام سجاد(ع) در مصيبت شهادت امام حسين(ع) و اهل بيت آن حضرت.
15. قيام مردم مدينه بر ضد يزيد بن معاويه و اخراج بنى اميه از اين شهر و وقوع نبردى خونين در اين واقعه (معروف به واقعه حره)، در سال 63 هجرى.
16. شكست مقاومت اهالىِ مدينه در برابر لشكريان شام، و كشتار فجيع سپاهيان يزيد به سركردگىِ مسلم بن عقبه، در مدينه، و محفوظ و مصون ماندن امام زين‏العابدين(ع) و خانواده او از اين كشتار.
17. قيام عبدالله بن زبير در مكه بر ضد بنى اميه و تصرف حجاز (مكه و مدينه) و برخى از سرزمين‏هاى اسلامى، در سال 64 هجرى.
18. فشار و سخت‏گيرىِ آل زبير بر خاندان اميرالمؤمنين و اهل بيت(ع).
19. قيام مختار بن ابى عبيده ثقفى، در كوفه، بر ضد بنى اميه براى خونخواهى از قاتلان امام حسين (ع).
20. مجازات قاتلان امام حسين (ع) توسط مختار بن ابى عبيده و شادمانىِ امام زين‏العابدين (ع) و ساير اهل بيت(ع) از كردار مختار.
21. شهادت امام زين العابدين (ع)، در دوازدهم (يا 18 و يا 25) محرم سال 95 هجرى، به وسيله زهرى كه وليد بن عبدالملك به آن حضرت خورانيده بود.
22. به خاك سپردن بدن مطهر امام زين العابدين (ع)، در قبرستان بقيع، در جوار قبر عمويش، حضرت امام حسن مجتبى (ع)، زير قبه مقبره عباس بن عبدالمطلب.


داستان‏ها


1. گذشت امام زين العابدين (ع) از امير معزول مدينه

هشام بن اسماعيل مخزومى، كه از نوادگان وليد بن مغيره بود، در زمان خلافت عبدالملك بن مروان، به امارت مدينه رسيد. او گرچه اهل علم و روايت بود، اما از منطق و دادگرى بهره چندانى نداشت. به همين دليل، در زمان امارت خود، با خاندان اميرالمؤمنين على (ع) به ويژه امام زين‏العابدين (ع) رفتارهاى ناپسند و ظالمانه‏اى داشت و با اندك بهانه‏اى به اذيّت و آزار آن حضرت مى‏پرداخت.
پس از هلاكت عبدالملك، فرزندش وليد به خلافت رسيد. پس از چندى هشام ابن اسماعيل مورد خشم خليفه قرار گرفت و از امارت مدينه عزل شد. به دستور امير جديد، هشام را بازداشت كرده و در جلوى خانه مروان بن حكم در معرض ديد اهالى مدينه قرار دادند تا هر كس از وى شكايتى دارد، آن را اقامه كند و حق خويش را بستاند. هشام، كه در توقيف مأموران امير بود، مرتباً مى‏گفت: من از كسى واهمه‏اى ندارم جز على بن حسين (ع) كه به وى آزارهاى زيادى رسانده‏ام.
اما در همان ايام، امام زين‏العابدين (ع) فرزندان و اطرافيان خويش را گرد آورده و به آنان سفارش كرد كه از هشام شكايتى نكنند. اطرافيان امام (ع) عرض كردند: ما منتظر چنين روزى بوديم كه انتقام ستمكارى‏هاى او را بستانيم، آيا ما را امر مى‏نمايى تا در مورد دشمن شما و اهل بيت(ع) كوتاه بياييم؟ امام (ع) فرمود: حتى به يك كلمه هم در صدد انتقام نباشيد، وى را به خدا واگذار كنيد.
روزى امام (ع) به هنگام عبور از جلوى توقيفگاه هشام، از وى تفقّد و دلجويى كرد. هشام كه بزرگوارى و كرامت نفس امام (ع) را ملاحظه كرد، گفت: اَللَّهُ اَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ؛ (1) يعنى خداوند متعال داناتر است كه رسالتش را در كجا (چه خاندانى) قرار دهد.
همچنين در روايتى آمده است كه امام زين العابدين (ع) براى هشام پيغام فرستاد كه ببين از مال دنيا چيزى دارى كه خود را رهايى بخشى و از بند رها سازى؟ در پيش ما چيزى نيست كه تو را كفايت كند؛ اما از ما مطمئن باش كه آسيب و آزارى به تو نمى‏رسد. هشام كه از بزرگوارى و عفو امام(ع) متحير و مبهوت شده بود، گفت: اَللَّهُ اَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ.
آرى، امام زين العابدين (ع) با اين سيره و رفتار خود به همگان آموخت كه زمين خوردگان را زمين زدن روا نيست. مردانگى و غيرت در اين است كه در برابر ستمكاران، در هنگام اعمال ناشايستشان ايستادگى شود. (2)


2. حسادت هشام بن عبدالملك از مقام معنوىِ امام زين العابدين (ع)

هشام بن عبدالملك دهمين خليفه از سلسله بنى‏اميه و هفتمين خليفه از تبار مروانيان بود كه به مدت بيست سال بر جامعه اسلامى حكومت راند. او پيش از زمامدارىِ خويش، در عصر خلافت پدرش، عبدالملك يا برادرش، وليد بن عبدالملك، سالى به حج رفت. در آن سال، زايران خانه خدا بسيار زياد بودند و كثرت جمعيت، انجام مراسم و آداب زيارت خانه خدا را دشوار مى‏ساخت.
هشام در حال طواف خانه خدا به حجرالاسود رسيد و چون خواست استلام كند (دست بر آن بكشد) به دليل ازدحام زياد، اين امر ممكن نشد. به ناچار منبرى براى او در مسجد الحرام نصب كردند و هشام بر روى آن نشست. شاميانى كه به همراه وى به حج آمده بودند نيز در كنارش ايستاده و نظاره‏گر مردم بودند.
در آن هنگام، امام زين‏العابدين (ع) كه داراى صورتى زيبا و بوى خوش بود و محل سجده در پيشانى‏اش پينه بسته بود، با وقار تمام وارد مسجدالحرام شد و طواف خانه خدا را آغاز كرد و همين كه به حجرالاسود رسيد، مردم به احترام آن حضرت، راه را باز كرده و با ملاحظه هيبت و جلالت وى از كنار حجرالاسود دور شدند تا آن حضرت به راحتى استلام كند و اعمالش را به خوبى انجام دهد.
مشاهده اين وضعيت براى هشام، كه خود را بالاتر و والاتر از همه مى‏دانست، گران آمد و موجب خشم وى گرديد؛ اما خشم خود را اظهار نكرد تا اين كه يكى از شاميانى كه در كنارش بود، از او پرسيد: اين شخص كيست كه مردم براى وى احترام ويژه‏اى قائلند و او را بر خود مقدم مى‏شمارند؟ هشام براى اين كه شاميان، آن حضرت را نشناسند، خود را به نادانى زد و گفت: او را نمى‏شناسم.
ابو فراس فرزدق، شاعر اهل بيت (ع)، كه در آن جا حاضر بود، گفت: اگر شما وى را نمى‏شناسيد، من او را مى‏شناسم و به شما معرفى مى‏كنم. شاميان گفتند: اى ابوفراس! وى را به ما بشناسان.
فرزدق آن حضرت را در قالب قصيده‏اى توصيف و معرفى كرد كه در مطلع آن آمده است:
هذا ابْنُ خَيْرُ عِبادِ اللَّهِ كُلِّهِمْ
هذا التَّقيُ النَّقيُ الطَّاهِرُ الْعَلَمُ
چون هشام اين ابيات را از فرزدق شنيد، به خشم آمد و دستور داد جايزه‏هاى وى را قطع كنند و او را در مكانى ميان مكه و مدينه، مشهور به عسفان زندانى كنند.
فرزدق مدتى در زندان خليفه بود و سپس آزاد شد. امام زين‏العابدين (ع) دوازده هزار درهم براى وى فرستاد و عذرخواهى نمود كه اگر بيشتر نزد ما بود، زيادتر از آن، تو را صله مى‏داديم. فرزدق از گرفتن آن درهم‏ها خوددارى كرد و گفت: هدف من از سرودن اين ابيات، چيزى غير از رضاى الهى نبود. من خواستم خدا و رسولش را خشنود كنم. امام (ع) وى را دعا فرمود و از وى خواست كه آن مال را بپذيرد. فرزدق پس از اصرار امام (ع) آن را پذيرفت و بركت زندگى خويش قرار داد.(3)


كلمات شريفه

1. قالَ السجّادُ (ع): اِنَّ اَحَبَّكُمْ اِلىَ اللَّهِ اَحْسَنُكُم عَمَلاً، وَاِنَّ اَعْظَمَكُمْ عِنْدَاللَّهِ عَمَلاً اَعْظَمَكُمْ فيما عِنْدَ اللَّهِ رَغْبَةً.(4)
محبوب‏ترين شما نزد خداوندمتعال، نيكوكارترين شما است و عظيم كارترين شما نزد خداوند متعال، راغب‏ترين شما به عبادات الهى است.
2. قالَ (ع): هَلَكَ مَنْ لَيْسَ لَهُ حَكيمٌ يُرْشِدُهُ وَذَلَّ مَنْ لَيْسَ سَفيهٌ يَعْضُدُهُ.(5)
در هلاكت است كسى كه دانشمندى وى را ارشاد ننمايد و خوار است كسى كه سفيهى وى را هم بازو نشود و كمك ننمايد.
3. قالَ (ع): اِتَّقُوا الْكِذْبَ الصَّغيرَ مِنْهُ وَالْكَبيرَ فى‏ كُلِّ جِدٍّ وَهَزْلٍ. فَاِنَّ الرَّجُلَ اِذا كَذِبَ فِى الصَّغير اِجْتَرَأ عَلَى الْكَبير.(6)
از دروغ، چه كوچك باشد، چه بزرگ و چه جدى باشد و چه شوخى، بپرهيزيد؛ زيرا كسى كه دروغ كوچك بگويد، جرأت بر گفتن دروغ بزرگ نيز پيدا خواهد كرد.
4. قالَ (ع): ما مِنْ شَي‏ءٍ اَحَبَّ اِلَى اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَفَرْجٍ.(7)
نزد پروردگار منان هيچ چيز پس از خداشناسى دوست داشتنى‏تر از عفت شكم و فرج (حلال خورى و پاكدامنى) نيست.
5. قالَ (ع): طَلَبُ الْحَوائجِ اِلَى النَّاسِ مَذِلَّةٌ لِلْحَياةِ وَمُذْهِبَةٌ لِلْحَياءِ وَاِسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَهُوَ الفَقْرُ الْحاضِرِ.(8)
درخواست حوايج و نيازمندى‏ها از مردم، موجب خوارىِ زندگى، از بين رفتن حيا و كاستن متانت است و آن، فقر حاضر است.

1 . انعام (6) آيه 124.
2 . مناقب آل أبى‏طالب، ج‏3، ص 301.
3 . همان، ج‏3، ص 306.
4 . بحار الأنوار، ج 104، ص 73، باب 1، ح 25.
5 . همان، ج 78، ص 158، باب 21، ح 19.
6 . همان، ص 136، باب 21، ح‏3.
7 . همان، ص 141، باب 21، ح 3.
8 . همان، ص 136، باب 21، ح 3.

برگرفته شده از كتاب خاندان عصمت عليهم السلام - تاليف سيد تقى واردى

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
زندگینامه امام جعفر صادق

زندگینامه امام جعفر صادق

 

ای پرچمدار شیعه و رئیس مذهب جعفری، ای بلند اختر! در شب هجران تو، عالم دگرگون شده است. ای ششمین نور سرمدی، تاریخ از کدام مصیبت تو شکوه کند، آری تاریخ، شرمنده از حکایت غربت توست.
 

 
نام: جعفر (به معنى نهر جارى پرفایده)
کنیه: ابو عبداللّه  لقب: صادق
 پدر: حضرت محمد بن على (ع)
مادر: معروف به ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابى بکر
تاریخ ولادت: یکشنبه 17 ربیع الاول ، سال 83 هجرى
مکان ولادت: مدینه     مدت عمر مبارک : 65 سال
علت شهادت: مسمومیت   قاتل ملعون: منصور دوانیقى (خلیفه عباسى)
زمان شهادت: یکشنبه 25 شوال ، سال 148 هجرى
مدفن مطهر:  قـبـر شریفش در قبرستان بقیع (واقع در مدینه منوره) در کنار قبر پدر و جدّ و عمویش امام حسن مجتبى (علیه السلام) مى باشد.
زندگینامه امام جعفر صادق(ع)
امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه یا دوشنبه هفدهم ربیع الأول سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدینه دیده به جهان گشود. اما بنا به گفته شیخ مفید و کلینى، ولادت آن حضرت در سال 83 هجرى اتفاق افتاده است. لیکن ابن طلحه روایت نخست را صحیح ‏تر میداند و ابن خشاب نیز در این باره گوید: چنان که ذراع براى ما نقل کرده، روایت نخست، سال 80 هجرى، صحیح است. وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روایتى نیمه ماه رجب سال 148 هجرى روى داده است. با این حساب مى‏توان عمر آن حضرت را 68 یا 65 سال گفت که از این مقدار 12 سال و چند روزى و یا 15 سال با جدش امام زین العابدین (ع) معاصر بوده و 19سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زیسته است که همین مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار میآید و نیز بقیه مدتى است که سلطنت هشام بن عبد الملک، و خلافت ولید بن یزید بن عبد الملک و یزید بن ولید عبد الملک، ملقب به ناقص، ابراهیم بن ولید و مروان بن محمد ادامه داشته است.
کنیه مادر امام (ع) را ام فروه گفته ‏اند. برخى نیز کنیه او را ام القاسم نوشته و اسم او را قریبه یا فاطمه ذکر کرده ‏اند. کنیه آن حضرت ابو عبد الله بوده است و این کنیه از دیگر کنیه ‏هاى وى معروف‏تر و مشهورتر است. محمد بن طلحه گوید: برخى کنیه آن حضرت را ابو اسماعیل دانسته ‏اند. ابن شهر آشوب نیز در کتاب مناقب می ‏گوید: آن حضرت مکنى به ابو عبد الله و ابو اسماعیل و کنیه خاص وى ابو موسى بوده است.   لقب امام صادق (ع) آن حضرت القاب چندى داشت که مشهورترین آنها صادق، صابر، فاضل و طاهر بود. از آنجا که وى در بیان و گفتار راستگو بود، او را صادق خواندند.    فضایل امام جعفر صادق (ع)
مناقب آن حضرت بسیار است که به اختصار از آنها یاد می ‏کنیم. فضایل امام صادق بیش از آن است که بتوان ذکر کرد. جمله ای از مالک بن انس امام مشهور اهل سنت است که: «بهتر از جعفر بن محمد، هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده و در هیچ قلبی خطور نکرده است.» از ابوحنیفه نیز این جمله مشهور است که گفت: «ما رأیت افقه من جعفر بن محمد» یعنی: «از جعفر بن محمد، فقیه تر ندیدم.» و اگر از زبان خود آن حضرت بشنویم ضریس می گوید: امام صادق در این آیة شریفة: کل شیء هالک الا وجهه، یعنی: «هر چیز فانی است جز وجه خدای متعال،» فرمود: «نحن الوجه الذی یوتی الله منهم» یعنی «ماییم آیینه ای که خداوند از آن آیینه شناخته می شود.» بنابراین امام صادق (ع) فرموده است او آیینه ذات حق تعالی است.
شیخ مفید در ارشاد مى‏نویسد: علومى که از آن حضرت نقل کرده‏ اند به اندازه ‏اى است که ره توشه کاروانیان شد و نامش در همه جا انتشار یافت. دانشمندان در بین ائمه (ع) بیشترین نقل ها را از امام صادق روایت کرده ‏اند. هیچ یک از اهل آثار و راویان اخبار بدان اندازه که از آن حضرت بهره برده ‏اند از دیگران سود نبرده ‏اند. محدثان نام راویان موثق آن حضرت را جمع کرده ‏اند که شماره آنها، با صرف نظر از اختلاف در عقیده و گفتار، به چهار هزار نفر مى‏رسد.
بیشترین حجم روایات، احادیثی است که از امام صادق (ع) نقل شده است، اهمیت معارف منقول از جعفر بن محمد (ص) به میزانی است که شیعه به ایشان منسوب شده است: ”شیعه جعفری“. کمتر مسئله دینی (اْعم از اعتقادی، اخلاقی و فقهی) بدون رجوع به قول امام صادق (ع) قابل حل است. کثرت روایات منقول از امام صادق (ع) به دو دلیل است:
یکی اینکه از دیگر ائمه عمر بیشتری نصیب ایشان شد و ایشان با شصت و پنج سال عمر شیخ الائمه محسوب می شود (148 – 83 هجری)، و دیگری که به مراتب مهمتر از اولی است، شرائط زمانی خاص حیات امام صادق (ع) است. دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امویان، انتقال قدرت از امویان به عباسیان و آغاز خلافت عباسیان است. امام با حسن استفاده از این فترت و ضعف قدرت سیاسی به بسط و اشاعه معارف دینی همت می گمارد. گسترش زائدالوصف سرزمین اسلامی و مواجهه اسلام و تشیع با افکار، ادیان، مذاهب و عقاید گوناگون اقتضای جهادی فرهنگی داشت و امام صادق (ع) به بهترین وجهی به تبیین، تقویت و تعمیق “هویت مذهبی تشیع” پرداخت. از عصر جعفری است که شیعه در عرصه های گوناگون کلام، اخلاق، فقه، تفسیر و… صاحب هویت مستقل می شود. عظمت علمی امام صادق (ع) در حدی است که ائمه مذاهب دیگر اسلامی از قبیل ابوحنیفه و مالک خود را نیازمند به استفاده از جلسه درس او می یابند. مناظرات عالمانه او با ارباب دیگر ادیان و عقاید نشانی از سعه صدر و وسعت دانش امام است. اهمیت این جهاد فرهنگی امام صادق (ع) کمتر از قیام خونین سید الشهداء (ع) نیست.
 
امام و فقه اسلامی
ـ فقه شیعه امامیه که به فقه جعفری مشهور است منسوب به جعفر صادق (ع) است. زیرا قسمت عمده احکام فقه اسلامی بر طبق مذهب شیعه امامیه از آن حضرت است و آن اندازه که از آن حضرت نقل شده است از هیچ یک از (ائمه) اهل بیت علیهم السلام نقل نگردیده است. اصحاب حدیث اسامی راویان ثقه که از او روایت کرده اند به 4000 شخص بالغ دانسته اند.
ـ در نیمه اول قرن دوم هجری فقهای طراز اولی مانند ابوحنیفه و امام مالک بن انس و اوزاعی و محدثان بزرگی مانند سفیان شوری و شعبه بن الحجاج و سلیمان بن مهران اعمش ظهور کردند. در این دوره است که فقه اسلامی به معنی امروزی آن تولد یافته و روبه رشد نهاده است. و نیز آن دوره عصر شکوفایی حدیث و ظهور مسائل و مباحث کلامی مهم در بصره و کوفه بوده است.
 ـ حضرت صادق (ع) در این دوره در محیط مدینه که محل ظهور تابعین ومحدثان و راویان و فقهای بزرگ بوده، بزرگ شد، اما منبع علم او در فقه نه «تابعیان» و نه «محدثان» و نه «فقها» ی آن عصر بودند بلکه او تنها از یک طریق که اعلاء و اوثق طرق بود نقل می کرد و آن همان از طریق پدرش امام محمد باقر (ع) و او از پدرش علی بن الحسین (ع) و او از پدرش حسین بن علی (ع) و او از پدرش علی بن ابیطالب (ع) و او هم از حضرت رسول (ص) بود و این ائمه بزرگوار در مواردی که روایتی از آباء طاهرین خود نداشته باشند خود منبع فیاض مستقیم احکام الهی هستند.

آثار امام صادق (ع):
غالب آثار امام (ع) به عادت معهود عصر، کتابت مستقیم خود ایشان نیست و غالبا املای امام (ع) یا بازنوشت بعدی مجالس ایشان است. بعضی از آثار نیز منصوب است و قطعی الصدور نیست.
      1- از آثار مکتوب امام صادق (ع) رساله به عبدالله نجاشی (غیر از نجاشی رجالی) است. نجاشی صاحب رجال معتقد است  که تنها تصنیفی که امام به دست خود نوشته اند همین اثر است.
        2- رساله ای که شیخ صدوق در خصال و به واسطه اعمش از حضرت روایت کرده است شامل مباحث فقه و کلام.
       3- کتاب معروف به توحید مفضل، در مباحث خداشناسی و رد دهریه که املاء امام (ع) و کتاب مفضل بن عمر جعفی است.
      4- کتاب الاهلیلجه که آن نیز روایت مفضل بن عمر است و همانند توحید مفضل در خداشناسی و اثبات صانع است و تماما در بحارالانوار مندرج است.
      5- مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه که منسوب به امام صادق (ع) و بعضی از محققان شیعه از جمله مجلسی،‌ صاحب وسایل (حرعاملی) و صاحب ریاض العلما، صدور آن را از ناحیه حضرت رد کرده اند.
       6- رساله ای از امام (ع) خطاب به اصحاب که کلینی در اول روضه کافی به سندش از اسماعیل بن جابر ابی عبدالله نقل کرده است.
      7-  رساله ای در باب غنائم و وجوب خمس که در تحف العقول مندرج است.
      8-  بعضی رسائل که جابربن حیان کوفی از امام (ع) نقل کرده است.
      9- کلمات القصار که بعدها به آن نثرالدرد نام داده اند که تماما در تحف العقول آمده است.
     10-  چندین فقره از وصایای حضرت خطاب به فرزندش امام موسی کاظم (ع) سفیان شوری،‌ عبدالله بن جندب، ابی جعفر نعمان احول، عنوان بصری،‌  که در حلیه الاولیاء و تحف العقول ثبت گردیده است.
# همچنین ادعیه امام صادق (علیه السلام) (الصحیفة الصادقیة و الصادصیة الجامعة): مجموعه ادعیه معتبره ای است که از دو امام بزرگوار پنجم و ششم (علیهماالسلام) در کتب روایی شیعه وارد شده و دانشگاه امام صادق (ع) آن را به مناسبت بیستمین سالگرد تأسیس دانشگاه همزمان با میلاد مسعود نبی اکرم اسلام (ص) و امام جعفر صادق (ع) منتشر کرده است.
 

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
زندگینامه امام حسن

زندگینامه امام حسن

امام حسن مجتبی « علیه السلام » در نیمه رمضان سال دوم هجری به دنیا آمد . پیامبر ( ص ) نام فرزند هارون ( وزیز و صی حضرت موسی « علیه السلام » ) را برگزید . چون پدرش علی «‌علیه السلام » به منزله هارون بود برای پیامبر.
«شُبر» کمله ای عبری است , که به عربی می شود حسن . نام حسن واقعا برازنده ایشان بود . چهره زیبا و خصائل اخلاقی او دقیقا مانند پدر بزرگ عزیزش رسولخدا ( ص) بود . در هفتیمن روز تولدش پیامبر ( ص ) گوسفندی خرید و برای سلامتی فرزند عزیزش قربانی کرد, که بعد ها این عمل بنام عقیقه سنت شده .
امام حسن «علیه السلام » در روزگاری سخت متولد شدند . تقریبا تمام جنگهای صدر اسلام در این هفت سال آغازین عمر شریف ایشان اتفاق افتاد . امام حسن « علیه السلام » از همان کودکی به یادگیری قرآن و سخنان حکیمانه و طریقه نبرد و وشجاعت و دینداری پرادختند ؛ آنهم در محضر عالیترین اسطوره های دین و انسانیت . هفت سال بعد از ولایت ایشان پیامبر ( ص) وفات یافت و مشکلات خلافت و خیانت عناصر منافق آغاز شد. بدون شک سخت ترین ایام عمر مبارک ایشان بین وفات حضرت رسول « صلی الله علیه اله » و شهادت مادرشان فاطمه زهرا( س) بوده است .
درباره شهادت مظلومانه حضرت فاطمه ( س ) همه مطالب بسیاری شنیده ایم . به این ترتیب خلافت بدست ابو بکر و دوسال بعد به دست عمر رسید . علی « علیه السلام » در مظلومیت و تنهایی در سکوت خاص خویش منتظر فرصت بود . درروزگار عثمان , امام حسن علیه السلام به 20 سالگی رسیده بودند . سال 28 هجری بین مسلمانان و مردم شمال آخرین جنگی رخ داد که امام حسن «علیه السلام » در آن جنگ شرکت داشتند و رشادت و شجاعتشان زبا نزد شد .
اگر چه خلافت عثمان را هرگز قبول نداشتند ولی برای دین اسلام به میدان جنگ رفتند . عثمان فردی ناتوان و بی لیاقت بود و دست افراد حقیر و ذلیلی که در زمان رسو ل خدا مطرود بودند, باز گذاشت . عثمان حتی ابوذر را که در اسلام به یار صدیق پیامبر ( ص) معروف بود به منطقه بی آب و هوائی تبعید کرد, تا در غربت و تنهائی جان سپرد . آری اینها روزگاری است که جوانی امام حسن « علیه السلام » غریبانه در آن شاهد رنجهای فراوان است . پس از عثمان بنابه درخواست توده مردم . علی « علیه السلام » خلافت را پذیرفت اگر چه هرگز مردم را لایق نمی دید که خلیفه ایشان باشند .
جنگ جمل اولین نبرد بعد از خلافت علی( ع ) بود با گروهی که «ناکثین» معروف شدند. دوران جنگ همه دیدند که جنگ آوری و قدرت علی « علیه السلام » چگونه در وجود امام حسن مجتبی (‌ع ) جوشان است . جنگ بعدی به فتنه گری معاویه در صفین به راه افتاد و یا غیان این جنگ ( قاسطین ) حدود سه سال با خلافت علی ( ع ) درگیر بودند و بالاخره با پول و رشوه های معاویه و حیله عمروعاص ملعون به نفع معاویه تمام شد و نتایج این جنگ بسیار تلخ بود . آنقدر که علی « علیه السلام» آرزوی مرگ نمود و بعد ها امام حسن « علیه السلام » مجبور به صلح با معاویه گردید . بدون توضیح روزگار خلافت علی « علیه السلام » نمی توان به ذهنیت درستی از فضای زندگی امام حسن مجتبی « علیه السلام » دست یافت . جنگ دیگری توسط گروهی نادان و متعصب در نهروان اتفاق افتاد خوارج که ابن ملجم ملعون از ایشان است به مارقین معروفند .
آری امام حسن « علیه السلام » در کنار پدر تمام این روز گار پر ظلم را بعد از وفات پیامبر ( ص ) تحمل کرد . بعد از شهادت علی « علیه السلام » بالاخره مردم امام حسن « علیه السلام » را برای خلافت بر معاویه ترجیح دادند . امام که مردم منافق زمانه اش را خوب می شناخت ابتدا خلافت را قبول نمی کرد و با لاخره با اصرار مردم پذیرفت . البته مشروط به اینکه هر چه امام بگوید چه جنگ چه صلح همه بپذیرند.
اولین اقدام ایشان بعد از خلافت یکطرفه کردن حضور معاویه بود در سرزمین خلافت امام معصوم معاویه چه جایگاهی دارد ؟ برای همین قبل از اعلام جنگ امام حسن «علیه السلام »نامه ای برای معاویه نوشت و او را به تبعیت از خود فرا خواند . معاویه نپذیرفت و گفت مسئله من و تو درست شبیه مسئله پدر تو و ابوبکر است .تو باید خانه نشین و من حکومت کنم . امام آماده جنگ شد و به تمام کسانی که با او تبعیت کرده بودند ندا داد ؛ اما ایشان به بهانه های واهی حاضر به همکاری درنبرد نشدند . امام «عبید اله بن عباس» را با 12 هزار نفر بسوی معاویه فرستاد تا آماده نبرد شوند و به او دستور داد که چگونه رفتار کند تا از پشت سر امام به آنها برسد . ولی چندی نگذشت که در میان سپاه « عبید اله بن عباس » خبر پیچید امام صلح با معاویه را پذیرفت است . معاویه نامه ای به ابن عباس نوشت با پانصد هزار درهم نقدا و پانصد هزار درهم هنگام پیوستن به لشکریان او «عبید اله بن عباس» هم که فرمانده لشکر بود شبانه با نیمی از سپاه به اردوی معاویه پیوستند . آخرین ضربه را نیز اشراف و سرشناسان دنیا دوست زدند . آنها با نوشتن نامه قول هر همکاری را به معاویه دادند . در این ایام امام حسن مجتبی « علیه السلام »آنقدر تنها بود, که در میان خودی ها حاضر نیز با زره بر تن به نماز می ایستا د . بالاخره امام بعد از هفت ماه خلافت بر مردمی منافق و نادان و بی ایمان مجبور به پذیرش صلح شد و معاویه به حکومت رسید .
با لاخره در 28 صفر سال 50 ه. ق توسط همسر فریب خورده اش مسموم شد و به شهادت رسیده . اما دشمنان از جنازه آن حضرت هم دست بردار نبودند . گروهی به سر کردگی عایشه و مروان حکم مانع از دفن آنحضرت در جوار پیامبر شدند و جنازه را تیرباران کردند .
امام حسین « علیه السلام » که بنا به وصیت برادر اجازه درگیری نداشتند , جنازه ایشان را در قبرستان بقیع کنار مادر بزرگ گرامیشان فاطمه بنت اسد به خاک سپردند .پیامبر ( ص) می فرمودند : هر کس بخواهد آقای جوانان بهشت بنگرد به حسن نگاه کند . وصف نیکی ها و خصایل ایشان بسیار زیاد داشت . حدیث زیر درسی است از آنحضرت : مکارم اخلاق ده صفت است: راستگویی , درستکاری , بخشندگی , نیکخوئی , پاداش خیر پیوند با خویشان , حمایت از همسایگان ,‌حق شناسی , میهمان نوازی و سر آمد همه مکارم حیاء‌ است . ضمنا می توانید به کتابهای زیر مراجعه کنید :
زندگانی حسن بن علی«علیه السلام », باقر شریف قریشی ,
زندگانی امام حسن مجتبی« علیه السلام», عماد زداه
در مکتب کریم اهل بیت اما حسن مجتبی « علیه السلام »

 

 

گالری تصاویر امام حسن


لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
زندگینامه ی امام حسین

    

   زندگینامه ی امام حسین

 

امام حسین (ع)چند سال از دوران كودكى را در زمان حيات پر بركت رسول خدا (ص )

سپرى نمود. او شجاعترين امت حضرت محمد (ص ) بود و شجاعت حضرت محمد

(ص ) و حضرت على (ع ) در ايشان جمع بود.

خداوند در تربت ايشان شفا، و در داخل حرم امام حسين (ع ) استجابت دعا را قرار

داده است . پيامبر (ص ) در حقش فرمود: احب اللّه مَن احب حسينا يعنى : خداوند

 

دوست ميدارد كسى را كه حسين را دوست بدارد. پيامبر(ص ) در حق او و برادر

گرامى اش امام حسن (ع ) فرمود: دو فرزند من حسن و حسين پيشوايان امت مى

باشند خواه زمام امور به دست بگيرند و يا نگيرند.

پس از شهادت امام حسن (ع ) در سال 50 هجرى ، امام حسين (ع ) عهده دار امر

امامت گرديد. معاويه پس از بيست سال حكومت ظالمانه و قتل و كشتار شيعيان به

ويژه، در سال 60 هجرى مرد و بر خلاف قرارداد صلح با امام حسن(ع)، پسرش يزيد را

به جاى خود قرار داد. يزيد فردى فاسد و شرابخوار و مخالف با اسلام بود. او علناً

مقدسات اسلامى را زير پا مى گذاشت و آشكارا شراب مى خورد. امام حسين عليه

السلام از همان آغاز كار با او به مخالفت برخاست .

يزيد نامه اى به حاكم مدينه نوشت و به او دستور داد كه از امام حسين (ع ) براى يزيد

بيعت بگيرد و اگر حاضر نشد او را به قتل برساند. امام (ع ) كه حاضر به بيعت كردن با

يزيد نبود با خانواده خود از مدينه به مكه رفتند. در اين هنگام مردم كوفه كه از مرگ

معاويه با خبر شده بودند نامه هاى زيادى براى امام حسين (ع ) نوشتند و از او

خواستند تا به عراق و كوفه بيايد. امام حسين (ع ) نيز مسلم بن عقيل را به كوفه

فرستاد. ابتدا هزاران نفر از مردم كوفه با مسلم بن عقيل همراه شدند. اما با ورود

عبيداللّه بن زياد كه از طرف يزيد به حكومت كوفه گمارده شده بود و بسيار حيله گر و

بى رحم بود، مردم كوفه فريب اقدامات او را خورده و پيمان شكنى كردند و مسلم را

تنها گذاشتند.

در نتيجه عبيداللّه ، مسلم بن عقيل را دستگير نموده و به شهادت رسانيد. هنگامى

كه در ابتدا مردم كوفه با مسلم بيعت كردند، مسلم نامه اى به امام حسين (ع )

نوشت و به ايشان اطلاع داد كه به كوفه بيايد. امام حسين (ع ) با خانواده و ياران خود

به طرف كوفه حركت كرد و در نزديكى كوفه بود كه خبر پيمان شكنى مردم كوفه و

شهادت مسلم را آوردند. عبيداللّه بن زياد كه با شهادت مسلم بر اوضاع كوفه تسلط

پيدا كرده بود حر بن يزيد رياحى را براى زير نظر گرفتن امام حسين (ع ) و همراهانش

فرستاد. و سپس عمر بن سعد را با سى هزار نفر به كربلا اعزام نمود. او به عمر بن

سعد وعده داده بود كه اگر امام حسين (ع ) را به شهادت برساند او را حاكم رى

خواهد كرد.

عمر بن سعد كه به طمع حكومت رى به كربلا آمده بود از هيچ ستمى فروگذار نكرد.

دستور داد امام حسين (ع ) و يارانش را محاصره كنند و آب را بر روى آنان ببندند. ياران

امام حسين (ع ) كه از شجاع ترين افراد بودند روز دهم محرم (عاشورا) در حالى كه

بيش از 72 تن نبودند يكى پس از ديگرى در دفاع از امام زمان خود يعنى امام حسين

(ع ) با عزت و آزادگى به شهادت رسيدند. حر بن يزيد رياحى نيز كه ستمگرى سپاه

عمر سعد و حقانيت امام حسين (ع ) را مشاهده كرد به سپاه امام پيوست و به

شهادت رسيد.

واقعه كربلا گرچه از نظر زمان كوتاه بود و تنها يكروز از صبح تا عصر به طول انجاميد اما

لحظه لحظه آن درس شهامت و ايثار و فدا كارى ، ايمان و اعتقاد و اخلاص بود.

امام حسين عليه السلام روز دهم محرم سال 61 هجرى ، در سن 57 سالگى در

كربلا به شهادت رسيد. مرقد ايشان و برادر فداكارش اباالفضل و فرزندان و يارانش در

شهر كربلا در عراق قرار دارد.

 

 

 

گالری تصلویر امام حسین

 

 

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |
زندگینامه امام علی

زندگینامه امام علی

حضرت علي(ع) فرزند ابوطالب ده سال پيش از بعثت متولد شد و پس ازشش سال در اثر قحطي که در مکه اتفاق افتاد بنا به در خواست پيغمبر اکرم (ص) از خانه پدر به خانه پسر عموي خود يعني پيامبر منتقل گرديد و تحت سرپرستي و پرورش مستقيم آن حضرت درآمد. پس از چند سال که پيغمبر اکرم (ص) به موهبت نبوت نايل شد و براي نخستين بار در (غار حرا) وحي آسماني به وي رسيد وقتي که از غار رهسپار شهر و خانه خود شد , شرح حال را فرمود ,  علي (ع) به آن حضرت ايمان آورد و باز در مجلسي که پيغمبر اکرم (ص) خويشاوندان نزديک خود را جمع و به دين خود دعوت نموده فرمود:

((نخستين کسي که از شما دعوت مرا بپذيرد خليفه و وصيه و وزير من خواهد بود , تنها کسي که از جاي خود بلند شد و ايمان آورد علي (ع) بود و پيغمبر اکرم (ص) ايمان او را پذيرفت و وعده هاي خود را درباره اش امضا نمود و از اين روي علي (ع) نخستين کسي است در اسلام که ايمان آورد و نخستين کسي که هرگز غير خداي يگانه را نپرستيد)).

 

  علي (ع) پيوسته ملازم پيغمبر (ص) بود تا آن حضرت از مکه به مدينه

هجرت نمود و در شب هجرت نيز که کفار خانه آن حضرت را محاصره کرده

بودند و تصميم داشتند آخر شب به خانه ريخته و آن حضرت را در بستر خواب

قطعه قطعه نمايند , علي (ع) در بستر پيغمبر اکرم (ص) خوابيده و آن

حضرت از خانه بيرون آمده رهسپار مدينه گرديد و پس از آن حضرت مطابق

وصيتي که کرده بود , امانتهاي مردم را به صاحبانش رد کرده , مادر خود و

دختر پيغمبر را با دو زن ديگر برداشته به مدينه حرکت نمود.

 

در مدينه نيز ملازم پيغمبر اکرم (ص) بود و آن حضرت در هيچ خلوت و جلوتي

علي را کنار نزد و يگانه دختر محبوب خود فاطمه را به وي تزويج نمود و در

موقعي که ميان اصحاب خود عقد اخوت مي بست او را برادر خود قرار داد.

 

علي در همه جنگها که پيغمبر اکرم شرکت فرموده بود حاضر شد جز جنگ

تبوک که آن حضرت او را در مدينه به جاي خود نشانيده بود و در هيچ جنگي

پاي به عقب نگذاشت و از هيچ حريفي روي نگردانيد و در هيچ امري مخالفت

پيامبر (ص) را نکرد چنانچه آن حضرت فرمود:

 

((هرگز علي از حق و حق از علي جدا نمي شود)).

 

علي (ع) در روز رحلت پيامبر اکرم 33 سال داشت و با اينکه در همه فضايل

ديني سرآمد و در ميان اصحاب پيغمبر ممتاز بود به عنوان اينکه او جوان است

و مردم به واسطه خون  هاي که در جنگها پيشاپيش پيامبر اکرم (ص) ريخته

با وي دشمنند از خلافت کنارش زدند و به اين ترتيب دست آن حضرت از

شئونات عمومي به کلي قطع شد وي نيز گوشه خانه را گرفته به تربيت

افراد پرداخت و 25 سال که زمان سه خليفه پس از رحلت پيامبر اکرم(ص)

بود گذرانيده و پس از کشته شدن خليفه سوم مردم با آن حضرت بيعت

نموده و به خلافت برگزيدند.

 

آن حضرت در خلافت خود که تقريبا 4 سال و 9 ماه طول کشيد سيرت پيامبر

اکرم (ص) را داشت و به خلافت خود صورت نهضت و انقلاب داده به اصلاحات

پرداخت و البته اين اصلاحات به ضرر برخي از سودجويان تمام مي شد و از

اين رود عده اي از صحابه که پيشاپيش آنها عايشه , طلحه ,  زبير و معاويه

بودند خون خليفه سوم را دستاويز قرار داده سر به مخالفت برافراشتند و

بناي شورش و آشوب گري گذاشتند.

 

آن حضرت براي خوابانيدن فتنه جنگي با عايشه و طلحه و زبير در نزديکي

بصره کرد که به جنگ جمل معروف است و جنگي با معاويه در مرز عراق و

شام کرد که به جنگ صفين معروف است و يک سال و نيم ادامه داشت و نيز

جنگي با خوارج در نهروان کرد و به جنگ نهروان معروف است . به اين ترتيب

در ايام خلافت خود بيشتر مساعي آن حضرت صرف رفع اختلافات داخلي بود

و پس از گذشت زمان کوتاه سحر روز نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجري

در مسجد کوفه در سر نماز به دست ابن ملجم ملعون که از خوارج بود

ضربتي خورده و در شب بيست و يکم همان ماه به شهادت رسيد.

 

 

گالری تصاویر مربوط به امام علی

 

       

 

لينک نوشته شده در ساعت توسط ***************M.J.R******************** |

تا يه وبلاگ سر شه راها مونده كه بايد برم پس شايد كمك شما هم نياز باشه